همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
انریک مارکو، یک سندیکالیست اسپانیایی، به دروغ ادعا میکرد که از اردوگاههای کار اجباری نازیها جان سالم به در برده است. او حتی به عنوان رئیس یک گروه از بازماندگان هولوکاست فعالیت میکرد. این فیلم به برملا کردن دروغ او میپردازد.
کارول جی، با وجود تمام گفتههایی که رویاهایش را به عنوان یک زن در عرصه موسیقی لاتین دستنیافتنی میدانستند، بر موانع غلبه کرد. این مستند، مسیر زندگی او را از شهر مدلین تا رسیدن به شهرت جهانی به تصویر میکشد و استعداد و پشتکار او را نشان میدهد که زمینهساز موفقیت هنرمندان زن لاتین شد.
در سال ۱۹۸۵، در آرژانتین، محاکمه شوراهای نظامی آخرین دیکتاتوری برگزار شد. در این دادگاه، شش قاضی در جایگاه مخصوص قرار داشتند و در دو سوی دیگر، دادستانها و پرسنل نظامی متهم به نسلکشی حاضر بودند.
داستان درباره لئو، نویسندهای است که در محلی سری مشغول نگارش رمان بعدی خود است. در این مکان، مردی با ادعای خبرنگاری به ملاقات او میآید، در حالی که تنها مدیر برنامههای لئو از محل اختفای او آگاه است...
احسان پس از گذر از مرز ملیلیه وارد یک مرکز نگهداری میشود که آسیا و نهیلا نیز در آنجا هستند. حمزه به سن قانونی میرسد و مجبور به ترک مرکز نگهداری پسران بیسرپرست میشود.
در بحبوحه هیجان سراسری کشور برای مسابقات فوتبال قهرمانی اروپا و صعود اسپانیا به مرحله یکچهارم نهایی، ریتا، دختر هفت ساله، و لولو، برادر پنج سالهاش، که به یک خانواده کارگر تعلق دارند، در حال گذران زندگی هستند.
اوا و کارلوس که رابطهشان رو به زوال است، پس از مرگ ناگهانی پسرشان در آمریکا و برای بازگرداندن او، مجبور به ایجاد یک شرکت عجیب میشوند تا پول لازم را به دست آورند.
شوهر خودبیمارپندار ماریا معتقد است که هر سرماخوردگی به مرگ ختم میشود. ماریا پس از تحمل رفتارهای ناشی از این وسواس، شخصاً برای مقابله با ترس بیاساس او از مرگ اقدام میکند.
میمی، نوجوان یتیم با پاهایی که شکل طبیعی ندارند، در یک پیتزافروشی واقع در ناپل مشغول به کار است. در یک روز تقدیرساز، او با کارمیلا، دختری جوان که خود را از نسل کنت دراکولا میپندارد، آشنا میشود. این دو تصمیم میگیرند که با یکدیگر از محیط اجتماعی خود جدا شوند.
در سال ۱۹۳۶، در مادرید، مرد جوانی به نام میگل گیلا یک زندگی آرام را با پدربزرگ و مادربزرگش در یک اتاق زیر شیروانی ساده میگذراند. با این حال، شروع جنگ داخلی سرنوشت او را تغییر میدهد.