همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
رئیس باند تبهکاران هنگام مرگ، رفیق قدیمی ش فرناند را به عنوان جانشین خود معرفی میکند، اما معاونان او تلاش میکنند تا از شر فرناند خلاص شوند. اما آیا واقعا خطری از سوی برادران ولفانی و تئو او را تهدید میکند؟کشمکش ها و تیراندازی های میان آنها صحنه های خنده داری را بوجود میآورد...
یکی از خونین ترین نبردهای جنگ جهانی دوم ، نبردی است که متفقین وارد خطوط دشمن در ساحل "آنزیو" می شوند. چهار ماه و سی هزار کشته و زخمی قبل از رسیدن آنها به رم به جای می ماند...
در فرانسه پس از جنگ جهانی دوم ، هوگان و کاپیتان لاک در بیمارستان ارتش ایالات متحده سعی می کنند در مورد مسائلی از قبیل جذاب کردن پرستارهای زیبا ، حسابداری لوازم پزشکی از دست رفته ، سازماندهی رقص های غیر مجاز و تأثیر بر C.O آنها یکدیگر را گول بزنند...
وقتی شوهرش پس از کشتار در کارخانهای که در آن کار میکرد، خودکشی میکند، اِما "مادر" کوسترز (بریژیت میرا) خود را در معرض یک جنون رسانهای قرار میدهد. اما، همانطور که خبر پایان خشونت آمیز شوهرش می رسد ، مادر متوجه می شود که هیچ کس به او گوش نمی دهد ...
در سال 1961، ریتا پس از یک شکست به روستای دوران کودکی خود باز می گردد. با بهبودی، دو سال گذشته را به یاد می آورد: عشقش به شیمیدان مانفرد که 10 سال از او بزرگتر بود . اشتیاق او نسبت به فرآیند شیمیایی جدیدش که در مواجهه با طرد شدن به ناامیدی تلخ تبدیل شد...
یک مرد ثروتمند در هتل تعطیلات را برنده می شود اما آن را با لباس مبدل یک فقیر و تحت نظارت ساقی خود می گیرد. مدیر هتل از ماجرا خبردار می شود ، اما یک پزشک بی پول را به عنوان عجیب و غریب معرفی می کند...
یک سرباز مجروح آلمانی به نام "استراچک" به همراه همسرش "نورا"، یک پرستار یونانی و دو سرباز مجروح دیگر به شهر آرامی فرستاده می شوند. آنها مسئول نگهانی از انبار مهمات می شوند و...
در کریمه، سرخها و سفیدها با هم مبارزه نمیکنند و جین متوجه میشود که مردی که دوستش دارد یک بلشویک است (زمانی که پدرش را میکشد). او بدون پول به پاریس باز می گردد و در آنجا برای عمویش کار می کند. اندکی بعد...
یک خلبان نیروی هوایی سلطنتی که در طول جنگ جهانی دوم سرنگون شده بود به همراه عروس جدیدش به خانه خود به دهکده انگلیسی خود باز می گردد. مشکل اینجاست که او همان خانم آلمانی است که به او کمک کرد تا فرار کند...
در سال 1943، گروهی از نظامیان اسیر متفقین نمی توانند بر سر طرح فرار به توافق برسند، ستاد متفقین طرحی را تهیه می کند و مردی را که امیدوارند دستگیر شود، برای هماهنگ کردن فرار اسیران به آنجا می فرستد...