همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
«J.W» برای حفظ زندگی دوگانه اش تبدیل به یک قاچاقچی مواد مخدر می شود سرنوشتش با "جورج" مهاجر صربستانی که از جانب مافیا صربستان و پلیس تخت تعقیب است و دیگری شخصی استخدام شده از طرف مافیای صربستان که مسئول کشتن "جورج" هست، پیوند میخورد. ...
فیلمساز ایوا ویتیجا زندگی و کار نویسنده پاتریشیا هایسمیت را بر اساس یادداشت های روزانه و دفترهایش و بازتاب های صمیمی عاشقان، دوستان و خانواده اش بررسی می کند...
یک زن جوان سوئیسی به کنیا سفر می کند، با یک جنگجوی ماسایی آشنا می شود و عاشق او می شود. با این حال، در تصمیم گیری برای ماندن با معشوق خود، او باید با شیوه زندگی غیرمعمول قبیله سازگار شود...
داستان فیلم درباره زنی است که وقتی در هواپیما به استراحت میپردازد بچه اش را گم میکند و هیچ کس درباره بچه اش خبری ندارد و او را دیوانه خطاب می کنند اما ...
خانواده "برودس" یک خانواده یهودی هستند که در نروژ زندگی می کنند. در حالی که حزب نازی هیتلر کنترل اروپا را به دست می گیرد، آنها با وحشت جنگ مواجه می شوند و به اردوگاه کار اجباری در آشویتس تبعید می شوند...
در سال 2004، تماشاگران با ناباوری نگاه کردند که تیم ملی فوتبال یونان، که هرگز حتی در مسابقات بزرگ برنده نشده بود، قهرمان اروپا شد. معمار پشت این پیروزی بیسابقه «شاه اتو ریهاگل» بود...
در آنروخت یک قتل عام اتفاق می افتد که در آن افراد به طور تصادفی سر بریده می شوند. در حین بررسی پرونده، دو کمیسر تحقیق کنکا و والتر قسمت تاریک شهر را کشف می کنند...
کاهن مقدسی (چاویان فت) ۶۰ سال است که مراقبت از طومار سرنوشت را به عهده دارد (هرشخص محافظ طومار باشد هرگز پیر نمیشود و جاودانه میماند) اشتروگر (کارل رودن) یک نازی آلمانی در تمام این مدت به دنبال اوست. بطور تصادفی کاهن با جیب بری خوش قلب به نام کار (شون ویایام اسکات) آشنا میشود و او را واجد شرایط انتقال این مسئولیت میبیند و…
جوجو و پائولا از دوران کودکی جدایی ناپذیر بوده اند. هنگامی که جوجو عاشق می شود، پائولا هر کاری می کند تا جوجو را از انجام بزرگترین اشتباه زندگیش یعنی ازدواج باز دارد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 33 جایزه و نامزد دریافت 19 جایزه دیگر.
در سال 1990 ،یک پسر برای مراقبت از مادرش که دچار ناراحتی اعصاب است و بعد از مدتها از کما خارج شده است مجبور میشود دست به کاری بزند و آن اینست که نگذارد مادرش بفهمد که دوره آلمان شرقی تمام شده است زیرا مادرش به ان دوره علاقه مند است…
ناپلئون بناپارت با دیپلمات مترنیخ ، که به عنوان "مرد قوی" اتریش و نزدیک ترین معتمد امپراتور شناخته می شود، ملاقات می کند. این رویارویی سرنوشتساز بین دو تن از قدرتمندترین مردان آن دوره زمانی، آغاز پایانی برای ناپلئون است...