همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در آستانه جنگ جهانی اول، در جریان pogrom (آزار و اذیت یهودیان) در لهستان، گروهی از یهودیان به دنبال پناهگاهی از دست قزاقها هستند. این فراریان در یک مهمانخانه روستایی پنهان میشوند، در حالی که از لو رفتن خود در هر لحظه وحشت دارند.
در سال 1914 ، با مردانی که به جنگ رفته بودند ، مارسل پروست سلست آلبارت را به عنوان سرپرست خود استخدام کرد. بیش از هشت سال بعد ، هنگامی که او درگذشت او در کنار او بود. در تمام این مدت ، او فقط وارد ...
این داستانها به موضوعات متعددی از جمله رسواییهای سیاسی، تنهایی، تعرض در محیط کار و مشکلات زناشویی میپردازند که هر کدام به نوعی نشاندهنده چالشهای روابط انسانی در دنیای امروز هستند.
دربان فلیکس در انتظار یک شیفت شب آرام با همکار مورد علاقهاش، تانیا، است که پنهانی به او علاقه دارد. اما متأسفانه تانیا قفسی به محل کار میآورد که داخل آن حیوان خانگی نیست و گروهی از آقایان بسیار عجیب و غریب را به لابی فلیکس میکشاند.
دو پدر به صورت غیرقانونی از رود دانوب عبور میکنند. یک رومانیایی به دنبال دختر قاچاق شدهاش در کوزوو است، در حالی که یک صربستانی به دنبال پسر مردهاش در رومانی میگردد. یک قایقران نیز از روستاییانی میگوید که تلاش میکنند یک کلیسا را روی یخ جابهجا کنند.
داستان درباره پسری باهوش به نام بنو است که به دلیل بیتوجهی والدین، تنها است. او در یک سفر قطار با پیرمردی بازنشسته به نام اسکار آشنا میشود که شخصیتی جالب و سرگرمکننده دارد و در دل طبیعت زندگی میکند. این دو با هم دوست میشوند و بنو تعطیلاتش را در کنار اسکار میگذراند. در آنجا، او به همراه دوستش، موتز، با همسایههای عجیب و غریب اسکار شوخی میکند.
«قسمت اول سهگانه تأثیرگذار بیل داگلاس به دوران بزرگ شدن او در فقر، در اسکاتلندِ اوایل دهه ۴۰ میلادی بازمیگردد. سینما تنها راه فرار او بود و پول آن را با پس دادن شیشههای مربای خالی به دست میآورد. این گریز از واقعیت، در این برهه از زندگیاش، زمانی که هشتساله بود و با برادر ناتنی و مادربزرگ بیمارش در فقر زندگی میکرد، به وضوح منعکس شده است.»
میکا، پسر جوانی که از آزار و اذیت پدرش رنج میبرد، برای تخلیه خشم خود به گروهی از قلدرها در مدرسه میپیوندد. او با آنها به آزار و اذیت دیگران، حتی برادر خودش، مشغول میشود و این کار را نوعی سرگرمی میداند.
در دههی ۱۸۴۰، خانوادهی برجستهی بودنبروک در شهر تجاری لوبک زندگی میکنند. پدر خانواده، کنسول ژان بودنبروک، از فرزندانش (توماس، کریستیان و تونی) انتظار دارد که در صورت لزوم، خوشبختی خود را فدای موفقیت شرکت خانوادگی کنند. این حقیقت تلخ اولین بار توسط دخترش تونی درک میشود.
سیسی هنکشاو، زنی با انگشتهای شست بزرگ، به عنوان مدل در تبلیغی شرکت میکند که ماجراهای عجیبی را برایش رقم میزند. او در مزرعهای در کالیفرنیا با گروهی از دخترکاوبوی آشنا میشود که دست به کارهای عجیب و غریبی میزنند و در نهایت پلیس به مزرعه یورش میبرد
لیلی به دیدن خواهر نامزدکردهاش، والریا، میرود و در آنجا با مردی به نام تام آشنا میشود. در این میان، یک راز پنهان و تاریک در اتفاقات جزیره وجود دارد.
تام، تنیسباز حرفهایای است که اکنون در یک جزیره تفریحی سرگردان شده. او در حال حاضر به عنوان مربی در یک هتل تفریحی مشغول به کار است و بیوقفه با توریستها توپ میزند. زمانی که با خانوادهای توریست ملاقات میکند، به نظر میرسد راه فرار از وضعیت فعلیاش را یافته است.
«مایکل» که به تازگی از مدرسه نظامی به خانه بازگشته است ، مادر خود را شاد و خوشحال در حال زندگی با دوست پسر جدیدش می بیند ، اما هر چه بیشتر می گذرد و دو مرد یکدیگر را بیشتر می شناسند بیشتر نسبت به هم بدگمان می شوند ، مایکل با تکیه بر شواهد خود سعی دارد اثبات کند که ناپدریش یک قاتل قدیمی است...