همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در بحبوحه هرج و مرج جنگ جهانی اول، پدری که سوگوار از دست دادن عزیزی است، به قهرمانی برمیخیزد. او در حالی که با گروهی از روستاییان از دست دشمنی بیرحم و انتقامجو میگریزد، آنها را به سوی مکانی امن هدایت میکند.
زمانی که مادر هانا سوِنسِن (با بازی سوئینی)، یعنی دلورس (با بازی نیون)، در جستجوی خانهای برای خواهرش، میشل (با بازی اتکینز)، به طور ناگهانی با جسد صاحبخانهای که از مشتریان دائمی کافه «کوکی جار» بود، روبهرو میشود، هانا بیشتر از هر کس دیگری غافلگیر و شوکه میشود.
در سومین قسمت از مجموعه «قصابها»، سه زن طعمه یک قاتل بیرحم میشوند که قربانیانش را در ون شخصیاش به قتل میرساند و اعضای بدن آنها را تکهتکه میکند. از سوی دیگر، یک کلانتر هوشمند در تلاش است با کنار هم قرار دادن سرنخهای باقیمانده، قاتل را پیدا کند.
یک چهره قدرتمند در صنعت موسیقی نیویورک، با یک نقشه اخاذی پیچیده مواجه میشود و در یک تصمیم سرنوشتساز قرار میگیرد. این داستان، روایتی مدرن از فیلم کلاسیک «بالا و پایین» کوروساوا است.
در شب هالووین، قاتل شناختهشدهای به نام بِنی موفق به فرار از آسایشگاه میشود. او با پوشیدن ماسک مترسک، شهر سیاتل در دهه ۱۹۸۰ را غرق در خون و وحشت میکند و در این میان، یک زن جوان را به عنوان هدف اصلی خود انتخاب کرده است.
تام سایر و هاک فین بار دیگر در ماجراهایی هیجانانگیز و علمی ظاهر میشوند. این دو دوست به همراه بکی تاچر و دوستان دیگرشان، در جریان مقابله با تلهگذاران، سارقان و دشمنان قدیمی، با مفاهیم علمی واقعی مانند نیروی جاذبه، انرژی و مغناطیس آشنا میشوند و آنها را به کار میگیرند.
چهار بازنشستهی پرشور اوقات خود را با حل کردن پروندههای قتل قدیمی برای سرگرمی میگذرانند، اما کارآگاهبازی آنها زمانی هیجانانگیز میشود که ناگهان با یک معمای جنایی واقعی روبرو میشوند.
نگاهی صمیمانه به سفر تحولآفرین اسنوبوردسوار، کیمی فاسانی، به سمت مادری. او با حمایت متخصصان، در طوفانهای زندگی حرکت میکند، در عین حال که جایگاه خود را در اسنوبوردینگ حفظ کرده و به عنوان یک زن رشد میکند.
در سال ۱۹۶۹، دکتر آدری ایوانز کار خود را در یک بیمارستان معتبر کودکان آغاز میکند. او برای ابداع روشهای درمانی نوین و خرید اولین خانه رونالد مکدونالد، با موانعی مانند تبعیض، رویههای منسوخ پزشکی و کارشکنیهای همکارانش مبارزه میکند و در نهایت، تاثیر بزرگی بر زندگی میلیونها نفر میگذارد.
اوری و جید، دو دوست فارغالتحصیل، به شهر دوران کودکی خود بازمیگردند. در آنجا، جید به طرز مشکوکی ناپدید میشود؛ اتفاقی که یادآور ناپدید شدن دوست دیگرشان، میا، در گذشته است.
در یک شهر بومی آلاسکایی، یک بازیگر محترم «ایناوپیاق» پس از مجموعهای از جنایات خشونتآمیز به یک فراری تبدیل میشود. پس از دستگیری، او اطمینان میدهد که «ایناکونها»، موجودات افسانهای فرهنگ او، بر اعمالش تأثیر گذاشتهاند.
در جنگلهای پنسیلوانیا، پس از مشاهده موجودات پشمالو و بشقابپرندهها، وحشت ایجاد شده است. یک زن و گروهی از شکارچی که به یکی از این موجودات شلیک کردهاند، توسط آنها محاصره و مورد حمله قرار میگیرند. آنها در یک کلبه گیر افتادهاند و برای نجات جان خود میجنگند.
پرنسس النا باید طلسمی باستانی را از بین ببرد و جادوگر شرور را شکست دهد تا پادشاهی را نجات دهد، در حالی که در یک حلقه زمانی گیر افتاده و هر روز در همان روز بیدار میشود.
تیم امنیتی رئیسجمهور یک پیام محرمانه دریافت میکنند که خبر از به خطر افتادن ضربانساز قلبی او میدهد. آنها حالا باید برای مقابله با دشمنی نامرئی که تا نیمهشب ۱۰۰ میلیون دلار باج میخواهد، وارد عمل شوند.
رادنی پس از بستری شدن در آسایشگاه درمانی «سِیج»، تحت مراقبت پرستاری بدطینت به نام «لُو» قرار میگیرد. با این حال، انگیزهاش برای بهتر بودن و کمک به خانواده و دوستان جدیدش، او را وامیدارد تا علیه این نگهبان عبوس شورش کند و همین موضوع، برایش مشکلات بیشتری به وجود میآورد.