همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک پرستار جوان در یک دهکده کوچک روستایی انگلیسی به همراه مادر دیوانه اش ساکن می شود. در حالی که به عنوان پرستار منطقه از مردم روستایی مستعد حادثه مراقبت می کند...
یک پیرمرد ثروتمند به نظر میرسد که به دلیل مواجه با یک گربه از ترس مرده، اما خانم مارپل باور نمیکند و مشکوک میشود که یکی از چهار بستگانش او را به خاطر ثروتش به قتل رسانده اند...
یک زن خانهدار جاهطلب حومه شهر، که از بدهکاری همیشگی خسته شده است، او یک کسبوکار مستقل راهاندازی میکند. او که متوجه شد مشتریانش بیشتر به زنان علاقه مند هستند، آن را به یک حلقه فحشا محتاطانه و بسیار سودآور متشکل از همسران محله تبدیل می کند...
دامدار ثروتمند جورج واشنگتن . مکلینتاک از قدرت و نفوذ خود در قلمرو برای حفظ صلح بین کشاورزان، دامداران، غارتکنندگان زمین، هندیها و مقامات دولتی فاسد استفاده میکند...
افسانه ای درباره یک زنگ بزرگ که از طلای خالص است و توسط راهبان ساخته شده .این داستان در بازار توسط وایکینگی به نام "رولف" تعریف می شود و ماجرا به گوش فروانروای مسلمان "علی مانوش" که علاقه بسیاری به پیدا کردن زنگ دارد میرسد. اما "رولف" ادعا می کند جای زنگ را نمی داند و به زادگاه خود می گریزد...
کارکنان و دانش آموزان یک مدرسه روستایی با شنیدن خبر هشدار حمله هسته ای قریب الوقوع، دچار وحشت و اضطراب می شوند. اما مشخص نیست که این هشدار واقعی است یا یک اشتباه...
"خانم هایی که انجام می دهند" نظافتچی های اداری هستند. یکی از آنها نکاتی را در مورد سهام پیدا می کند و ثروت زیادی به دست می آورد. آنها سپس از آن برای نجات محله های قدیمی خود از دست توسعه دهنده شرور استفاده خوبی می کنند...
یک افسر ارتش به کوههای اسموکی برمیگردد و سعی میکند تا دوستانش را متقاعد کند که به ارتش اجازه دهند یک سایت موشکی در زمینشان بسازند. هنگامی که او به آنجا می رسد، متوجه می شود که یک پسر عموی شبیه به هم دارد...
جرالد و ماریان از یک قلعه باواریا بازدید می کنند، جایی که ماریان توسط فرقه خون آشام به رهبری دکتر روان ربوده می شود. جرالد برای نجات همسرش و نابودی خون آشام ها از پروفسور زیمرمن کمک می گیرد...