همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک پلیس تازه کار مشتاق پس از اینکه یک مرد قدرتمند را به دلیل تخلفات رانندگی متوقف می کند، به مرکز شهر منتقل می شود. وقتی دوست پلیس قدیمی او به قتل می رسد، او می خواهد قاتل را بگیرد...
اسرای جنگی نجات یافته از قفس ببر در ویتنام توسط یک کاپیتان ارتش وارد یک ماموریت مخفی می شوند. با این حال، هنگامی که گروه یک انبار طلا پیدا می کند، حرص و آز شروع می شود و ماموریت به جای اشتباهی کشیده می شود ...
یک روح خبیث شیطان صفت مردان سیاهپوست میلطلب را در شهر نیویورک شکار میکند، و تنها چیزی که سر راه او قرار میگیرد، یک وزیر در حال آموزش، یک بازیگر مشتاق و یک پلیس است که در موارد مربوط به ماوراء طبیعی تخصص دارد...
یک پیش خدمت زیبا با یک غریبه ی خوش تیپ ازدواج می کند. او به ظاهر مسئول کفن و دفن است اما در واقع، مانند اکثر ساکنان شهر، به اجساد گرایش جنسی داشته و با آنان رابطه برقرار می کند. این زن یک گزینه ی بسیار مناسب و واضح برای او می باشد. این زن باید قبل از این که به سرنوشت دو همسر قبلی او دچار شود، فرار کند...
در سال 2022 گروهی از فضا نوردان برای تعمیر سفینه فضایی راهی کره ماه میشوند ولی متوجه میشوند که سفینه شان از مسیری که باید طی کند خارج شده و آن ها را به سمتی می برد که عاقبتش مشخص نیست...
یک مدیر تبلیغات که به نقطه شکست خود رسیده است، خود را در یک آسایشگاه روانی می بیند که در آن حرفه اش در واقع با کمک بیماران بیمارستان شروع به رونق می کند...
پس از فروپاشی اقتصادی جهان، سازمان قدرتمند «یونیکام» بر بیشتر کشورها حکومت میکند. این سازمان برای تضمین «زندگی، آزادی و ثبات اقتصادی»، استفاده از کامپیوتر و روبات را ممنوع کرده است. اما زمانی که یک روبات «یونیکام» به ایستگاه تلویزیونی در جنوب غرب نفوذ کرده و مدیر آن را میکشد، انقلابی علیه این سازمان شبیه به گشتاپو آغاز میشود. یک پیک جزء یونیکام...
داستان هورتون فوت در مورد پسر نوجوانی در رکود است که در مزرعه قند یک غیرعادی کار پیدا می کند و درس های شگفت انگیز زندگی را از تیم محکومینی که در آنجا کار می کنند می آموزد.
"جک مک گارن" در سال 1936 به لس آنجلس می رود. او در یک سالن نمایش مشغول بکار شده و عاشق دختر رئیسش "لیلی کاوامورا" می شود. اما او توسط پدر دختر اخراج شده و به همراه او به سیاتل فرار می کند...