همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
شب کریسمس فرا رسیده، اما این شب قرار است به هیچ وجه آرام نباشد - سایکراکسهای بیرحم به زمین آمدهاند تا بشریت را به بردگی بکشند و همانطور که همیشه، فقط دکتر میتواند آنها را متوقف کند. متأسفانه، او در خانه جکی در حالت اغما به سر میبرد...
هاف، سارق بانک، پس از انفجار قایق دزدیاش در استونی سرگردان میشود. او با وجود تلاش برای زندگی جدید در استونی، به دلیل دلتنگی برای خانوادهاش، راهی بازگشت به سوئد میشود. بازگشت او به دلیل فقدان باور خانواده به زنده بودنش و همچنین چالشهای ناشی از گذشتهی او، دشوار خواهد بود.
الیزابت لروی زندگی خود را وقف خدمت به خدا می کند اما ایمان او در طول سال ها مورد آزمایش قرار می گیرد زیرا او باید بر سختی ها و غم های زیادی غلبه کند...
سه دختر جوان آمریکایی به اسامی بت ، وینتی و لورنا که در اروپای شرقی در حال مسافرت و خوش گذارنی هستند با دختر اروپایی زیبا و بلند قدی به اسم الکس آشنا می شوند . دخترها با وسوسه الکس تصمیم می گیرند به مسافرخانه ای در حومه شهر بروند اما این مسافرخانه همان مسافرخانه ای است که قاتلان یک سازمان مخوف زیرزمینی ، مسافران را شکار کرده و بقتل می رسانند...
خواهر و برادر جوان "ابی" و "ایتان" توسط زوج به ظاهر بیعیب و نقص "ایو" و "ریموند گود" به فرزندی پذیرفته میشوند. اما به زودی متوجه میشوند عمارت باشکوه آنها آنطور که به نظر میرسد، رویایی نیست...
دانشمند دیوانهای ویروسی را میسازد که باعث خشم و جنون میشود. او این ویروس را روی قربانیان بیگناه آزمایش میکند، اما سوژههای آزمایشگاهی او فرار میکنند و لاشخورها آنها را میخورند. ویروس به لاشخورها نیز منتقل میشود و آنها را به جهشیافتههایی تبدیل میکند که به دنبال تغذیه از انسانها هستند...
جسیکا و گاس، دو نوجوان بیتفاوت، بیهدف از یک روز به روز دیگر سرگردان هستند تا اینکه همدیگر را ملاقات میکنند. وقتی گاس از گذشته تاریکش به جسیکا اعتراف میکند، ارتباطی ضعیف و زودگذر بینشان شکل میگیرد.
دو نفر که در یک شرکت کار می کنند به طور اتفاقی یکدیگر را ملاقات می کنند. کم کم به دلیل شرایط پیش بینی نشده به هم نزدیک می شوند و شروع به عاشق شدن می کنند...