همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک گروه از مأموران مخفی نوجوان باید به گذشته سفر کنند و از یک دکتر شرور که قصد دارد یک ویروس مرگبار ایجاد کند، جلوگیری کنند. این ویروس می تواند تمام زندگی را در آینده از بین ببرد...
جاش، یک زندانی آزاد شده، پس از از دست دادن دخترش به دست یک دشمن قدیمی، به دنبال آرامش در یک شهر کوچک میگردد. اما گذشتهی خشونتبارش، او را به سمت انتقامجویی میکشاند و معنویت تازه یافتهاش را به چالش میکشد.
یک نویسنده مشهور MGTOW مجبور می شود در تعطیلات از خواهرزاده و برادرزاده خود مراقبت کند و با کمک همسایه عاشق کریسمس خود می آموزد که عشق و روح کریسمس را پیدا کند.
این فیلم بر روی زنی به نام جوآن استنلی تمرکز دارد که در بریتانیا متولد شد اما طرفدار شوروی و حزب کمونیست بود. او در اواسط دهه 1930 میلادی توسط دولت بریتانیا به عنوان یک کارمند دولت استخدام می شود و از طرف دیگر به عنوان یک جاسوس توسط اداره اطلاعات و امنیت جماهیر شوروی یعنی “ک گ ب” به کار گرفته می شود. در این میان، جوآن موفق می شود که اسرار بمب هسته ای را به شوروی منتقل کند. به این ترتیب شوروی توانست که در توسعه سلاح های اتمی خود را به غرب برساند. بعد از این جاسوسی بزرگ، جوآن توانست به مدت نیم قرن به عنوان یک جاسوس کشف نشده باقی بماند…
دو خواهر، به دنبال ردپای پدر کوهنوردشان، سفری ماجراجویانه با اسکی در نیوزیلند را آغاز میکنند. پدر آنها، سی سال پیش، مسیری طولانی و سخت را در عرض ۱۸ ساعت طی کرده بود.
مدیر یک مرکز خرید که موظف به لغو قرارداد اجاره فروشگاههای کمبازده در کریسمس است، عاشق برادرزادهٔ یکی از مالکان فروشگاهها میشود که به عمهاش کمک میکند در ایام تعطیلات کسبوکارش را حفظ کند.
چهار هنرمند نوجوان از دست پلیس فرار میکنند و در یک مدرسه قدیمی متروکه پنهان میشوند. اما آنها متوجه میشوند که این ساختمان توسط یک گروه شیطانی استفاده میشود...
داستان درباره کارتا “کارا” راتلج است، زنی که سعی کرده فراتر از گذشتهی دشوار خود حرکت کند، اما زمانی که برای تعمیر خانه ساحلی خانوادگی بازمیگردد، مجبور میشود با تاریخ روبهرو شود. در طی یک طوفان ویرانگر، کارا و مادرش صدها لاکپشت دریایی را از مرگ حتمی نجات میدهند و در این فرآیند برخی از حقیقتهای واقعی زندگی را کشف میکنند....
فلیکس گریستون پس از بازنشستگی زودرس، یک عینک عجیب میخرد که با زدن آن دختری را مشاهده میکند که به مرور عاشقش شده و این اتفاق به ضرر رابطه او با همسر و دخترش است.