همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
گوئنت پالترو، بازیگر مشهور، در سال ۲۰۱۶ در یک پیست اسکی در یوتا با یک بازنشسته چشمپزشک به نام تری سندرز برخورد کرد. پالترو ادعا کرد که سندرز مقصر این برخورد بود، اما سندرز ادعا کرد که پالترو مقصر بود. این پرونده حقوقی در سال جاری برگزار شد و در نهایت هیئت منصفه پالترو را بیگناه تشخیص داد.
این فیلم امیلی را دنبال می کند که پس از از دست دادن بینایی خود و گارث، یک سگ راهنما بالقوه که با آموزش خود مبارزه می کند، برای کنار آمدن با واقعیت جدید خود تلاش می کند...
1- شش فارغ التحصیل دانشگاه، کلبه ای را در باتلاق های جورجیا اجاره می کنند. آنها تصمیم می گیرند که لپ تاپ های مدرسه خود را در اعتراضی جوانانه در یک دریاچه حیاط خلوت پرتاب کنند، که بدون اطلاع قبلی یک تمساح را به موجود CGI ترسناک و سیری ناپذیر تبدیل می کند...
طمع، انتقام، تسلط بر جهان و تروریسم با فناوری پیشرفته - همه اینها برای باند، که در ماموریتی برای محافظت از یک وارث زیبای نفت در برابر یک تروریست بدنام است، در یک روز کار است. باند در رقابتی با زمان که به یک رویارویی زیردریایی دراماتیک ختم میشود، تلاش میکند تا جنگ قدرت بینالمللی را که عرضه نفت جهان را در حالت تعلیق قرار داده است، خنثی کند.
توپاک رپ را از یک مد خیابانی ساده به یک هنر نخبه تبدیل کرد. او پایه و اساس جنبش هیپ هاپ امروزی را بنا نهاد و به عنوان شاعری که داستانهایش درباره بیگانگی، جوانان را از هر نژاد و پیشینهای مجذوب خود میکرد، تکامل آن را ادامه داد.
دیوید روزنائو، که از مدیریت مراسم تدفین به نگهبانی زندان و کارآگاهی مخفی رسید، پس از یک حادثه نزدیک به مرگ، به کشیشی روی آورد و زندگیهای بسیاری را تحت تأثیر قرار داد.
زنی از کابوسهای شبانهاش درباره سفر به قلمرو تاریک و موجود شیطانی که منتظر ورودش است، رنج میبرد. او برای پایان دادن به کابوسها با یک تعبیرگر خواب مشورت میکند، اما فقط متوجه میشود که هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست و واقعیت چیزی کاملاً متفاوت است...
یک موجود عجیب که ترکیبی از انسان و بیگانه است، به شکل نهایی خود تبدیل شده است و اکنون به موجودی خطرناک و جذاب تبدیل شده است. او در جستجوی قربانیانی است تا انرژی حیاتی آنها را بگیرد.
هُپ گلدمن، زیباییشناس مشهور، با افتتاح بوتیک رقیبش، آنجل ورگارا، در آن سوی خیابان، با مشکلاتی در کسبوکار پوست و مویش مواجه میشود. هُپ با کمک دوستش، جوردن، تلاش میکند تا فردی را که میخواهد به شهرت او آسیب برساند، پیدا کند.
عشق وقتی جرقه می زند که عادل، جوان، پر از اشتیاق و دنبال رویاهایش، با آدینا، زنی متمرکز و مستقل، ملاقات می کند که در یک کمپ آموزشی فارغ التحصیلان زندگی خود را تامین می کند...