همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که یک نوجوان خود را در یک حلقه تماس می بیند که توسط یک افسر پلیس دانشگاه سازماندهی شده است، باید قبل از اینکه زندگی اش از هم بپاشد، خود را بیرون بکشد ...
در طی یک سفر دریایی آموزشی، قایق گروهی از دانشجویان توسط یک کوسه جهشیافته دو سر غرق میشود و آنها به یک جزیره متروکه پناه میبرند. اما زمانی که جزیره به زیر آب فرو میرود، دیگر هیچ کس از گزند آروارههای دوگانه این هیولا در امان نیست.
پروژه فیلادلفیا، نام پروژه ای است که سازمان های مخفی دولتی سعی می کنند که پروژه مربوط به جنگ جهانی دوم در باره پنهان سازی ادوات جنگی را مجددا احیا کنند ...
وقتی یک کارآگاه خود را در میان غرغرهای تحقیقات امور داخلی می بیند، باید به تنها به فردی که می تواند به او اعتماد کند، مراجعه کند، دختر جوانی که تمام پاسخ های مورد نیازش را در اختیار دارد، تنها مشکل این است که او گم شده است و ...
مین سو-آه، دختری نابینا، در تحقیقات مربوط به ناپدید شدن یک دانشجوی دختر به پلیس کمک میکند. راننده تاکسی که او را در شب تصادف رانندگی که منجر به نابیناییاش شد، رسانده بود، ممکن است مجرم باشد.
یک دانشمند هندی مقیم ایرلند مظنون به فروش تکنلوژی سری ساخت نوعی موشک به پاکستان است. دولت هند یک مامور با نام «تایگر» ( سلمان خان ) را برای بررسی این موضوع به ایرلند می فرستد...
یک فوتبالیست معروف و ثروتمند، با بازگشت دوستان قدیمیاش وارد دردسر میشود. یکی از این دوستان با تهدید، از فوتبالیست درخواست پول میکند و زندگی آرام او را به هم میریزد.
یک نویسنده موفق به نام "توماس کارتر" که درباره کیفیت زندگی نیز به مردم مشاوره می دهد، توسط یکی از ارباب رجوع هایش به نام "اَنجل سانچز" که تعادل روحی مناسبی ندارد دزدیده می شود تا بتواند با روش های معروف معنوی اش برای رهایی از گناهان خانواده "سانچز" کارهایی انجام دهد اما…
لوردس، زن جوانی است که شبها در یک رستوران به تمیز کردن مشغول است. تمام پولی که به دست میآورد، برای پسرش است که با مادرش در شهر زادگاهش زندگی میکند. ما بسیار کم درباره پسر لوردس میدانیم، تنها اینکه او بیمار است و لوردس هر شب در حال کار کردن و ارسال پول برای کمک به پسرش و یافتن درمان برای بیماریاش است. ناگهان، لوردس در رستوران دیدگاههایی را میبیند...