همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان، جدال فردی را برای پذیرش گذشته و ساختن آینده ای جدید در بحبوحه یک فاجعه زیست محیطی به نام دریای سالتون روایت می کند. در این مسیر، عشق و وفاداری های غیرمنتظره، نقشی کلیدی ایفا می کنند و سرنوشت شخصیت ها را تحت تاثیر قرار می دهند.
وقتی معترضان به مرکز بخارست هجوم میبرند، حس رهایی از اسارت خود باعث میشود سامی مستقیماً با واقعیت ارتباط برقرار کند. او که با دوربین در صحنه حضور دارد، قربانی ژاندارمها میشود.
دزد چیرهدست لورا با بزرگترین چالش خود روبروست: او باید در یک بازی خطرناک و پرشور از نوع «گربه و موش» پلیس زن سمج، ماکسین را شکست دهد، در حالی که یک قاتل سادیست آنها را برای مرگ نشانه گرفته است.
میشل، مربی نظامی سابق هنرهای رزمی که تمایلات زنانه دارد، با لیزا، همکلاسی مدل و متأهل خود، دیدار میکند. پس از یک شب تفریح، میشل به لیزا علاقهمند میشود و این احساسات باعث تغییر در دنیای لیزا میشود.
مونیکا پس از فرار از دست خواهر ناتنی قاتل خود، در سیاتل زندگی جدیدی را آغاز میکند. سیمون که دچار فراموشی شده است، با دیدن مونیکا در تلویزیون، خاطراتش را به یاد میآورد و خواهران دوباره به هم میرسند.
تیارا یک اینفلوئنسر نوظهور در رسانههای اجتماعی است که پس از انتشار ویدئویی از مشاجره بین خود و مردی که با او قرار میگذاشت، به سرعت مشهور شد. تیارا برای اینکه بتواند محبوبیت خود را در رسانههای اجتماعی حفظ کند، دعوتی را میپذیرد که برای ملاقات با مردی به نام جوزیا به آنجا برود.
مارکوس و نیا دعوت نات، دوست قدیمی و جداافتاده مارکوس، و همسرش، الینا، را برای صرف شام میپذیرند. آنچه که به عنوان یک دورهمی دوستانه آغاز میشود، به سرعت با فاش شدن رازهای دفنشده و کدورتهای ناگفته، به فضایی پرتنش تبدیل میشود. در بستر مسائل اجتماعی روز، خیانتهای شخصی و افشای عواطف، این چهار نفر با پیچیدگیهای روابط دست و پنجه نرم میکنند.
اریکا و رایان زوجی خوشبخت هستند که در یک آپارتمان بلندمرتبه در آتلانتا، جورجیا زندگی میکنند. همه چیز به خوبی پیش میرود تا اینکه اریکا با مردی خوشتیپ و مرموز در ساختمانشان ملاقات میکند و آنها شروع به یک رابطه پنهانی میکنند.
لوسی و دوست پسرش برای هیجانانگیزتر کردن رابطهشان، در یک بار با نامهای مستعار با هم ملاقات میکنند. چند روز بعد لوسی در یک گزارش خبری میبیند که یک نفر با نامی مشابه با نام مستعاری که او در آن بار استفاده کرده است، مفقود شده است...
عشق اغلب به صورت غیرمنتظره و به شکل دلخواه ما اتفاق نمیافتد. آیا عشقی که با مشکلات و مخالفتهای زیادی روبرو میشود، میتواند دوام بیاورد؟ این پرسشی است که در این متن مطرح شده و نویسنده در تلاش است تا به آن پاسخ دهد.