همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که جسد یک تروریست، آلوده به مواد شیمیایی دزدیده شده، توسط ارتش ایالات متحده سوزانده می شود، یک ویروس ناخواسته در یک جزیره کوچک در جو منتشر می شود...
یک پسر مهربان یک سگ فوقالعاده باهوش و فراری را به خانه میبرد. این سگ توسط یک موجود خطرناک از یک آزمایشگاه تحقیقات ژنتیکی تعقیب میشود. پسر باید سگ را از دست این موجود خطرناک نجات دهد...
گروهی از آمریکاییهای مختلف از یک سقوط هواپیما در جزیرهای در دریای کارائیب جان سالم به در میبرند و متوجه میشوند که مارهای خزنده و سایر جانوران سمی آلوده شده است. بدتر از آن، تروریست ها در حال تدارک یک جنگ کامل علیه آمریکا با یک سلاح بیولوژیکی هستند...
یک مرد سرسخت ایرلندی از طرف مردمش مامور می شود تا به آنها در خلاصی از دستان توسعه دهندگانی که می خواهند یک نیروگاه شیمیایی در اطراف شهر تاسیس کنند کمک کند...
کُنی یک معلم شیمی است که بی گناه به داستان مواد مخدر کشیده می شود و به زندان انداخته می شود. او در آنجا با افرادی آشنا می شود که تجربه جنایی بالایی دارند. آنها از طریق یک تونل مخفی وارد و خارج می شوند و از زندان به عنوان پایگاهی برای تجارت استفاده می کنند...
وقتی «برگر» (سلزر)، صاحب یک جواهر فروشی، هنگام سرقت الماس های مغازه ی خودش دستگیر می شود، نزد پلیس اعتراف می کند که مردی مسلح به نام «استیو» (براون)، همسرش (راتبلات) را گروگان گرفته است. «استیو» در تهاجم بعدی اش دختری را می کشد و با «خانم برگر» می گریزد. «وارن استنتین» (پواتیه)، مأمور FBI نیز او را تعقیب می کند...
وقتی دختر تماسگیر دلا در وسط ماجرای مواد مخدر در هتلی گرفتار میشود، او توسط دزدی گروگان گرفته میشود که به عوامل مواد مخدر و فروشندگان مواد مخدر حمله کرد. او توسط معاون پلیس چرچ که متهم به اجرای مجسمه سقط شده است نجات می یابد. راجر بازیکن سابق توپ تبدیل به فروشنده مواد مخدر با معاونان پلیس فاسد و مافوق آنها در تنگنا قرار دارد
رام و آواتار دو دوست صمیمی دوران کودکی هستند. تفاوت این دو دوست در این است که رام حاضر است برای دوستش از جان خود بگذرد. زمانی که رام برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میرود، از آواتار جدا میشود. در همین حال، آواتار در سازمانی که توسط سانگیتا اداره میشود، مشغول به کار میشود. آواتار به سانگیتا علاقهمند میشود، اما سانگیتا ...