همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
زنی جوان (سوفیا آدلا هرناندز) با الهام از پدرش، بوکسوری سابق که وظایف خانوادگی جایگزین جاه طلبی های ورزشی او شده بود، تصمیم می گیرد وارد این ورزش شود....
ستوان دن آگوست، کارآگاه قتل در زادگاهش سانتا لوئیزا، کالیفرنیا است. در این بازسازی دو قسمت از سریال تلویزیونی «دن آگوست» ساخته برت رینولدز، آگوست و همکارش ویلنتز، قتل دو وینوس که پس از نوشیدن ویسکی مسموم جان باختند.
رونینی به نام شینو آسو توسط خاندان بوهاچی نجات مییابد. رهبر این خاندان، شیروبی دایمون، که مسئول ادارهی روس.پ.ی.خ.انههای ادو است، از او میخواهد مشتریانی را که تجارتش را از طریق روس.پ.ی.ا.ن چایخانه میدزدند، بکشد.
دو زن، ماریا و جوآن برای فرار از دولت خودکامه مکزیک، از مرز مکزیک به ایالات متحده عبور میکنند. فرار آنها توسط جایزهبگیرها و همچنین گروهی از مردان که برای معشوق سابق جوآن، اسکوبار، کار میکنند، خنثی میشود.
یک کاپیتان سابق پلیس گروهی از قاتلان مرگبار را برای حذف یاکوزاهای فاسد و مافیایی استخدام می کند. اولین کار آنها رهگیری یک کیف از گروهی است که مواد مخدر قاچاق می کرد....
یک مامور آمریکایی در بانکوک کشته می شود در حالی که در حال تحقیق در مورد شیوع ویروس های مشکوک در آسیای جنوب شرقی بود. مامور OSS 117 به تایلند اعزام می شود تا رازهای پشت سر مردی به نام دکتر سین را آشکار کند...
مانیکام راننده تاکسیی است که در گذشته خلافکار بوده است. او به پدرش قول داده است که از خلاف دوری کند و زندگی جدیدی را آغاز کند. او برای تحقق این قول، تلاش می کند تا گذشته خود را پنهان کند.
داستان واقعی درباره بزرگترین کارخانه کشتیسازی رومانی در دهه ۷۰ میلادی. راز مونتاژ پروانه غولپیکر سرانجام به دست مردی جسور فاش شد: خود مدیر کارخانه کشتیسازی.
پیکر ۱۵۰۰ ساله یکی از شوالیههای معبد در زیر متروی نیویورک کشف میشود. به زودی، یک خادم اهریمنی و یک شوالیه معبد مدرن به سوی اسرار آن کشیده میشوند. بدین ترتیب، نبردی برای سرنوشت کل جهان آغاز میگردد...
ادی یک سرباز کهنه کار و خسته از زندگی است . او به صحرا می رود و در آن جا سرگردان می شود در نزدیکی یک شهر با چند ارازل و اوباش روبه رو می شود و آن ها هم موتور او را می گیرند و هم او را به حد مرگ کتک می زنند. حالا او می خواهد انتقام خودش را از آن ها بگیرد...