همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک زوجیاب موفق پس از 15 سال، جرقهی عشق به همسرش را از دست میدهد. جنی اصرار میکند که شوهرش ایان در یک قرار کور - با حضور خودش - شرکت کند. آنها با کشف دوبارهی یکدیگر بهعنوان "آشناهای تازه"، دوباره فرصت عاشق شدن پیدا میکنند...
یک دختر جوان لوس و نازپرورده مجبور میشود با مادرش در یک مأموریت پزشکی در تارلاک همراه شود. در آنجا او با مرد جوانی از دنیایی متفاوت آشنا میشود که جنبه دیگری از زندگی را به او نشان میدهد.
"دمین" با مادر پزشک اش "ماریان" زندگی میکند و پدرش در ارتش مشغول به خدمت است. "دمین" با پسری بنام "توماس" مشکل دارد که اتفاقاً بیمار مادرش است. تا اینکه یک روز مادر "دمین" از "توماس" دعوت می کند که پیش آنها بیاید و با آنها زندگی کند...
داستان فیلم در مورد دختری به نام Kiira است که مانند یک دختر معمولی است و دوست دارد با دوستان خود زندگی کند و آرزوی او تبدیل شدن به بهترین نانوا است اما چیزی که او را از دیگران متفاوت می کند این است که او یک خون آشام است.او هرگز در مورد راز خود با هیچکس صحبت نکرده حتی با دوست دوران کودکی خود تسنو . هنگامی که او دوازه سال داشته تسنو در حداثه ای پدرو مادر خود را از دست می دهد و برای زندگی به نزد اقوام خود در شهردیگری میرود حالا او بعد از سال ها بازگشته و در نانوایی Kiira مشغول به کار شده و عشق قدیمی دوباره بین آن دو زنده می شود حال Kiira باید برای این عشق و راز خود راه چاره ای پیدا کند و ...
جونسو معلم دبستان است که هر وقت یک رابطه را شروع میکند هر چی که دارد را برای آن رابطه می گذارد. اما با این وجود در تمام رابطه هایش شکست میخورد. تا اینکه با کیم هیون وو که پیش بینی کنندۀ هوا در اخبار است آشنا میشود…
یک مدیر هتل موفق از آزار و اذیت والدینش خسته شده زیرا مجرد است و برنامه ای برای ازدواج ندارد ، او بعد ها اقدامی افراطی انجام می هد و یک بازیگر عجیب و غریب را استخدام کرد تا در هنگام ملاقات با آنها وانمود کند که نامزد او شده است...
یک زن و شوهری بلغاری و ژاپنی در کانادا به عنوان مهاجر زندگی میکنند و قصد دارند برای انجام فرآیند باروری درون رحمی به بلغارستان سفر کنند. در آنجا، آنها در یک حادثهی ناگوار شرکت میکنند که جان یک کودک را میگیرد...
تامیکو در کودکی پینگ پنگباز بسیار خوبی بود، اما حالا بیست و هشت ساله است و این ورزش را کنار گذاشته. مادرش هاناکو با انضباط و برنامهای سخت به او بازی را یاد داده بود، اما پس از مرگ مادر، تامیکو با رها کردن ورزش احساس آزادی کرد و به جای آن زندگی عادی را پیش گرفت. یکی از همکارانش، آکیهیکو، از او میخواهد که به ...