همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
با برنامه ریزی برای عروسی، برگزاری جشن نامزدی، و مسافرخانه ای پر از مهمانان غافلگیرکننده، مسیر عشق واقعی برای اولیویا و میک چند پیچ و خم غیرمنتظره را طی می کند.
امی راتنر فقط میخواست اشتراک روزنامه را لغو کند، اما چون اشتباه تایپی در نوار آدرس انجام میدهد، ایمیل به صندوق پستی لئو لیکه میرسد. این آغاز یک تبادل طولانی آنلاین است...
داستان یک استاد دانشگاه در حال بهبودی است که با دختری جوان و مرموز آشنا میشود. این آشنایی، زندگی آرام او را به هم میریزد و او را درگیر ماجرایی پیچیده و پر از هیجان میکند.
در حالی که دارسی و آیدن آماده می شوند تا دومین کریسمس خود را با هم جشن بگیرند، یک مهمان غیرمنتظره و مبارزه ای برای نجات مرکز اجتماعی محبوب همه را برای یک تعطیلات فراموش نشدنی متحد می کند...
داستان فیلم حول محور چهار برادر است که رابطه عشق و نفرت با یکدیگر دارند. زمانی که ساجی، بانی و فرانکی تصمیم می گیرند به بابی کمک کنند تا در کنار عشقش بایستد، رابطه آنها به سطح دیگری ارتقا می یابد.
هنگامی که یک مدیر خدمات تشییع جنازه به یک مربی غواصی با روحیه پیشنهاد ازدواج می دهد، هیچ یک از آنها هیچ ایده ای در مورد درامی که در روزهای منتهی به شام عروسی در انتظارشان است، ندارند...
جایی بین نیویورک سیتی و شمال نروژ ، "فرانسیس" نقاش آمریکایی و "یاشا" یک مهاجر، براساس اتفاقاتی غیرمنتظره با هم آشنا میشوند . یاشا برای دفن پدرش به سرزمین وایکینگ ها برگشته و فرانسیس برای کار خود در زیر نور خورشیدی که هرگز کاملا غروب نمیکند گذشته را دفن و آینده را کشف میکنند و خانواده ای که هیچگاه نداشته اند را پیدا میکنند و ....
آنیا، یک زن عزادار، با ماشین قدیمی خود، یک فیسل وگا 1961، به سمت ناشناخته ها می رود. تنها همراه او در سفر یک کوزه مرموز است. آنیا که از غم و تنهایی غرق شده است، به دنیایی سردرگم می افتد، جایی که خاطرات معشوقش فریدا و خیالات او در هم آمیخته می شود.
ریچارد از سیلویا، دوست خیالیاش جدا میشود و با زنی واقعی به نام گبمی آشنا میشود. سیلویا که از این موضوع خشمگین است، سعی میکند زندگی ریچارد را به هم بزند.
دکتر اورژانس جسیکا کارش را دوست دارد، جسیکا با تروور در فیجی ملاقات می کند و با ویل، یکی از مالکان استراحتگاه آنها، دوستی پیدا می کند. جسیکا متوجه می شود که ترور چگونه یک معتاد به کار است، او همچنین می بیند که ویل آرامش را ارائه می دهد...