همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
وقتی کالی به خانه برمی گردد، متوجه می شود که زادگاهش تغییر کرده است - عشق اول او دختر جدیدی دارد و رستوران باربیکیو خانواده اش روزهای سختی را پشت سر گذاشته است...
یک روانشناس مشهور که برنامه تلویزیونی او به سمت حاشیهروی میرود، به زادگاهش برمیگردد و با عشق دوران جوانیاش دوباره آشنا میشود. او در نهایت متوجه میشود که داشتن یک زندگی آرام و همراه با عشق، مهمتر از شهرت و هیجان است.
پس از طرد شدن توسط دوستش ، یک خالق موفق اپلیکیشن دوستیابی ویز فناوری برای فصل تعطیلات به زادگاهش بازمی گردد و پدرش او را وادار می کند تا برای رویداد سالانه خواستگاری ناشناس کریسمس کوپید ثبت نام کند...
داستانی براساس زندگی سخنران انگیزشی عایشا چودری، که در سال 2015 و در 18 سالگی درگذشت. عایشه داستان عاشقانه ی والدین خود در طی بیست و پنج سال زندگی مشترکشان را بازگو میکند...
سرپرست پرستار کلر قصد دارد او را بدبخت کند. در یک شب تعطیل نادر، او با مردی جذاب در آسانسور گیر میافتد. روز بعد دوباره به او معرفی می شود اما او او را نمی شناسد.
داستان عشق الهامبخش جوزف باو، هنرمند، جاعل، بازماندهی هولوکاست. جوزف با استفاده از مهارتهای هنری، شوخطبعی و امید خود در اردوگاهها، زنده میماند و به صدها نفر کمک میکند تا فرار کنند. او به طرز معجزهآسایی عشق را در میان ناامیدی مییابد.
«بول»، سگی معمولی و دوستداشتنی، متوجه میشود که صبح فردا قرار است عقیم شود. او احساس میکند که باید آخرین ماجراجویی زندگیاش را با گروه دوستانش تجربه کند.
داستان فیلم بر روی یک زن و مرد به نام های رونی میسنر و اد همسلر تمرکز دارد. اد همواره در حال آماده شدن برای بحرانی است که شاید هرگز اتفاق نیفتد. از طرف دیگر رونی هم همیشه در حال خرید چیزهایی است که ممکن است هرگز از آن ها استفاده نکند. هنگامی که این دو در یک شهر کوچک سعی می کنند عشق را پیدا کنند، همه چیز عوض می شود...
یک تهیه کننده تلویزیونی برای پنجمین سال برنامه ویژه کریسمس را تولید می کند، اما بعدا به او گفته می شود که آن را با پسر مجری برنامه تهیه کند. در ابتدا، او خیلی از این موضوع خوشحال نیست، اما - کریسمس دوستان و خانواده ها را دور هم جمع می کند...
اتاق خواب سوفیا، یک اسکورت لوکس. مشتری جدید او که خود را هوگو معرفی کرده و به نظر می رسد یک تاجر تحصیل کرده باشد، متوجه می شود که نامی روی پایش خالکوبی شده است: دیانا. هوگو نمی تواند از او بپرسد دیانا کیست.
زنی که در محیط کار مردانه فعالیت میکند، به دنبال شریک زندگی است که بتواند زندگی شخصیاش را منظم کند. او به طور اتفاقی با مردی آشنا میشود که ممکن است همان فرد مورد نظر باشد.