همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
"ویوین" و "کلوئی" دو عموزاده بسیار متفاوت می باشند که از زمان بچگی همیشه همراه هم بوده اند. تا اینکه مرگ ناگهانی عمهشان، آنها را به چالش می کشد. آنها باید یک مغازه نانوایی را اداره کنند و اجازه ندهند آنجا تعطیل شود، اما دشواری کار اینجاست که طرز فکر "ویوین" و "کلوئی" کاملاً متضاد هم می باشد...
داستان در مورد یک زن تنها و زیبای هندی است که در استرالیا زندگی میکند. زمانی که او عاشق یک مرد سفید پوست می شود، خانواده اش این اتفاق را یک رسوایی تلقی می کنند...
داستان این فیلم درمورد یه پسره به اسم این سو که دارای حس ششم قویه که میتونه ارواح را ببینه اون توی مدرسه جدیدش روح یه دختر مرموزو میبینه و تو این کلاس مدام همکلاسیاش یکی پس از دیگری غیبشون میزنه .
یک مرد جوان که به موسیقی وسواس دارد و در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارد ، خیلی ناگهانی کشف میکند که هر کس در خودش یک موسیقی دارد ، از این یافته اش برای هماهنگ کردن خودش و همچنین عشق واقعی خودش استفاده میکند..
فرهود و مینا، دو وکیل جوان بر سر تصاحب دفتر کاری که با کلاهبرداری به آن دو داده شده، به رقابت میپردازند. در این بین ناصر و محبوبه میخواهند از هم جدا شوند. فرهود و مینا وکالت این دو را میپذیرند و رقابتشان وارد دور تازهای میشود.
داستان این فیلم پیرامونه رابطه ی عاشقانه پسری به نام "Vincent" نقاش خیابانی با دختری تتو کار به نام "Luzy" می باشد ، ولی دوســت دختر سابق وینست یعنی "Sofia" حاضر به بهم زدن رابطه قدیمی خود با وینست نیست..
“ایزابل” دختری جوان ، بلندپرواز و با استعداد است که در دفتری چند ملیتی در پاریس کار می کند. رئیس او “کریستین” نیز به همان اندازه بلندپرواز است. او از ایده های ایزابل برای ارتقای مقام خود به ریاست دفتر نیویورک استفاده می کند و …
داستان دو خواهر جوان است که پس از فوت پدرشان با مشکلات شدید مالی روبرو می شوند و تحت تأثیر آن مجبور می شوند به سوی عمه خود حرکت کنند تا با او زندگی کنند اما ...
ده سالي مي شود که «تام» (دمپسي) و «هانا» (ماناگن) دوستي افلاطوني دارند. تا اين که «هانا» نامزد مي کند و از «تام» مي خواهد تا نقش «همراه اصلي» را در عروسي او به عهده بگيرد. حالا «تام» به خود مي آيد و اين نقش را مي پذيرد تا بتواند در فرصت باقيمانده عروسي را برهم بزند و «هانا» را براي خودش داشته باشد...
فیلم در مورد یک دختر و پسره که در همسایگی هم زندگی می کنند و به شدت با هم در تنش هستند ولی هنگامی که جلوی یک مجسمه قدیمی با هم دعواشون میشه و کار رو به فحش و فحش کاری می رسونن مجسمه اونارو نفرین می کنه و جای مغز این دو با هم عوض میشه