همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین دریافت 1 جایزه دیگر.
"جولین مارش"، تهیه کننده موفق تئاتر، نمایشی جدید را بر خلاف وضعیت سلامتش کارگردانی و تهیه کنندگی می کند. بودجه فیلم از طرف پیرمردی که عاشق ستاره فیلم "دوروتی بروک" است می آید. اما "دوروتی" پاسخی به عشق او نداده چون هنوز عاشق شخص دیگری است...
برنده 3 جایزه اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
زندگی گروهی انگلیسی از زمان شب کریسمس در سال 1899 تا سال 1933 از نگاه "جین" و "رابرت" نمایش داده می شود. در حالی که زندگی آنها توسط مرگ ملکه "ویکتوریا"، غرق شدن کشتی تایتانیک و جنگ جهانی تحت تاثیر قرار می گیرد...
در آغاز جنگهاى داخلى چین، « میگان دیویس » ( استانویک ) از نیوانگلند به شانگهاى مىآید تا با نامزدش، مبلغ مذهبى، « دکتر استرایک » ( گوردون ) ازدواج کند. اما خیلى زود دل به « ژنرال ین » ( آستر ) مىبازد.
در یکی از جزایر بورابورا،"ماتاهی" ماهیگیری جوان عاشق "رری" است.اما او به عنوان خدمتکار مقدس انتخاب شده است.آنها از سنتهای خود فرار می کنند اما آیا در جامعه ای متمدن خوشبخت خواهند شد؟
“لم” به شیکاگو می رود تا گندمی که خانواده اش در مزرعه شان کاشته اند را بفروش برساند.او با پیشخدمتی به نام “کیتی” آشنا می شود.آنها عاشق هم شده و ازدواج می کنند.”کیتی” توسط مادر “لم” و خواهرش پذیرفته می شود اما پدرش او را رد می کند زیرا معتقد است او به خاطر پول با “لم” ازدواج کرده است…
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
"هریت" و "کوین" به برادوی می روند،جائی که دوست آنها "ادی" برای نمایش شماره یکش به آنها نیاز دارد."ادی" عاشق "هریت" است اما وقتی با "کوین" برخورد می کند عاشق او می شود و...
عكاسى خرده پا به نام « لوك شانن » ( كيتن ) به تشويق محبوبهاش، « سلى » ( دى )، يك دوربين فيلمبردارى تهيه میكند. اما طرز كار دوربين را به درستى نمیداند و نخستين فيلمهاى خبرى كه فيلمبردارى میكند، بر اثر خرابكارى ميمونى كه همراه او است مورد تمسخر همگان قرار میگيرد.
"جک ساندرز" و "باب کوربی" دو بوکسوری هستند که با عشق "نلی" زندگی می کنند."جک" و "نلی" با هم ازدواج کرده اند اما زندگی مشترکشان به مشکل برخورده و "نلی" برای آرامش به سراغ "باب" می رود
یک زندانی (یانینگس) که در آستانه آزادی است، سرگذشتش را برای رئیس زندان تعریف میکند: نام مستعارش “رئیس هولر” و در کار نمایش و سرگرمی بوده است. روزی دختری شهرستانی (دپوتی) را نزدش میآورند که میخواهد بهعنوان رقصنده کار کند. “هولر” با آنکه همسر و فرزند دارد، به دختر دل میبازد و با هم فرار میکنند. آن دو بهعنوان آکروباتباز در سیرک بهکار میپردازند و با آکروباتباز دیگری بهنام “آرتینلی” (وارد) گروهی سهنفره را تشکیل میدهند. پس از مدتی، “رئیس” به خیانت دختر پی میبرد و نفر سوم را میکشد و به زندان میافتد…
"جیمی شنون" در آستانه ورشکستگی قرار دارد اما وکیل پدربزرگش اعلام می کند ارثیه ای هفت میلیون دلاری برای او به جای گذاشته است. برای بدست آوردن پول او باید تا 7 عصر بیست و هفتمین تولدش ازدواج کند...
مردی پس از سفری به خانه خود باز می گردد. در میانه راه او عاشق زنی جوان می شود. تنها مشکل اینجاست که خانواده زن قسم خورده اند همه اعضای خانواده مرد را به قتل برسانند...