همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
پارکر، سارقی ماهر و حرفهای، فرصتی برای انجام یک سرقت بزرگ پیدا میکند، اما برای عملی کردن این نقشه، او و تیمش باید از یک دیکتاتور آمریکای جنوبی، مافیای نیویورک و ثروتمندترین مرد جهان پیشی بگیرند و بر آنها غلبه کنند.
هاتچ منسل، یک قاتل حرفهای بازنشسته، پس از یک اتفاق ساده، مجبور میشود به دنیای پرخطر گذشتهاش بازگردد. این بازگشت، رازهای بزرگی را درباره زندگی خودش و همسرش فاش میکند.
هنک تامپسون، بازیکن سابق بیسبال که از فرسودگی شغلی رنج میبرد، به شکلی ناگهانی و غیرمنتظره وارد نبردی خطرناک برای بقا در دنیای زیرزمینی و جنایتکارانه نیویورک در دهه ۱۹۹۰ میشود. او مجبور است در این دنیای خیانتآمیز و پرمخاطره که حتی تصورش را هم نمیکرد، راه خود را پیدا کند.
فیلم "DUNGEON" در شهری اتفاق میافتد که در آنجا مردم ناپدید شده و خواستهها به فاجعه تبدیل میشوند. این وقایع حقیقت تاریکی را آشکار میکنند: عشق میتواند باعث مرگ شود. داستان درباره ریچارد گیتس، یک دلال املاک، است که قربانی شرایط غیرعادی مرتبط با فردی به نام کیت میشود.
گاتیلرو (مرد مسلح) یک تریلر پرتنش و همزمان است. این فیلم داستانی خام از تراژدی و رستگاری را روایت میکند که به صورت یک برداشت (سکانس) پیوسته فیلمبرداری شده است. فیلمبرداری آن در ایسلا ماسیل، واقع در حومهی بوئنوس آیرس، آرژانتین انجام شده است.
یک مأمور پلیس اهل لندن، در پوشش یک معتاد به هروئین، به طور پنهانی وارد یک شهرک کوچک میشود. او سپس با سوءاستفاده و فریب یک معتاد محلیِ ناآگاه، او را ترغیب و وادار میکند که به عنوان همکار برای یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک فعالیت نماید.
یک زن باردار از خیانت همسرش مطلع میشود. علاوه بر این، مرد تمایلی به پدر شدن ندارد، که این شرایط او را وادار میکند برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتهایش، به اقدامات بسیار جدی و افراطی فکر کند.
زنی از دست مردی خطرناک فرار میکند اما کسی او را باور نمیکند. اکنون، مرد دوباره به سراغ او آمده و وی را به مکانی دورافتاده میکشاند که از دسترس همه خارج است.
چوپانی از اهالی جزیره کُرس حاضر نمیشود زمینهای ساحلی خود را به تبهکاران بفروشد. او پس از آنکه پسر یکی از گانگسترها را که برای تهدیدش آمده بود به شدت زخمی میکند، هدف یک تعقیب و گریز بیامان و خشونتآمیز قرار میگیرد.
خواهر و برادر، مگان و نوآ، به طور اتفاقی جسدی را در زیرزمین خانهی پدریشان پیدا میکنند که مدتهاست دفن شده. این کشف، آنها را به اعماق دنیای پر پیچ و خم جنایت و قتل میکشاند.
این داستان توضیح میدهد که چگونه کتاب «میشل به یاد میآورد»، که خاطرات یک روانپزشک و بیمارش است، موجب آغاز «وحشت شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ شد. در این کتاب، با استفاده از روش «درمان بازیابی حافظه» ادعا شده بود که میشل توسط شیطانپرستان بچهدزد ربوده شده است.
به دنبال موفقیت پروژهٔ «جزیرهٔ اسرارآمیز»، برنامههایی برای توسعهٔ آن مطرح میشود. در همین راستا، اعضای تیم جزیره با همکاران خود از «کوهستان اسرارآمیز» ملاقات میکنند تا یک بازی دوستانهٔ معمای قتل را اجرا کنند. اما این بازی با رخ دادن یک قتل واقعی و آشکار، به شکلی ناگهانی به پایان میرسد.
یک قاتل زنجیرهای که از کارهایش پشیمان است و آرزوی مرگ خود را دارد، با امیال درونی خود کلنجار میرود؛ در همین حال، یک کارآگاه پلیس در شهری کوچک، با وجود درگیریهای روحی خود، در حال تعقیب اوست تا به این کشتار پایان دهد.
یک افسر پلیس فاسد که برای یک رئیس تبهکار کار میکند، در حالی که اداره بازرسی داخلی در تعقیب اوست، مجبور است رقبای خود را از میان بردارد تا بتواند زنده بماند و از شهر فرار کند.
برایانت با یک نوجوان پر دردسردوست می شود و او را با هنرهای رزمی آشنا می کند. همانطور که گذشته مرموز و خطرناک برایانت سراغ او می آید ، او مجبور به مبارزه مرگ و زندگی می شود تا نام خود را پاک کند...