همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در یک روز و شب تابستانی وحشی در آپارتمانشان در ایست ویلیج، بانی، کلاهبردار خیابانی و دوستش دینو، با گروهی از همسایگان عجیب و غریب نقشه میکشند تا جسد یک مرده را پنهان کنند. با گذشت زمان و افزایش گرما، هرج و مرج حکمفرما میشود.
دو دزد خردهپا، سالی و لو، عمارت یک بیوه مرموز را هدف قرار میدهند. در حالی که سالی مجذوب زیبایی او میشود، سرقت آنها با تعقیب و گریزهای مرگبار یک قاتل سریالی که شهر را طعمه خود کرده، درگیر میشود.
دو قمارباز که از زندان آزاد شدهاند تصمیم میگیرند یک کازینوی غیرقانونی باز کنند، اما درگیر مافیا میشوند و دوست یکی از قماربازان در این میان گرفتار میشود.
یک پرونده گروگانگیری غمانگیز از سال ۲۰۰۸ برزیل، از طریق نوشتههای دیده نشده در دفتر خاطرات، مصاحبههای خانوادگی و پوشش رسانهای، آشکار میشود، زیرا یک دختر ۱۵ ساله به مدت ۱۰۰ ساعت توسط دوست پسر سابقش اسیر شده است، در حالی که شبکههای تلویزیونی آن را به صورت زنده پخش میکنند.
انتقامجویان حتی تو بدترین موقعیتهای کیهانی همیشه یه جورایی پرچم امید دستشون بود، کسایی که میتونستن کل روز مبارزه کنن و کیف کنن. ولی تاندربولتسها؟ اونا کلاً یه چیز دیگهن! این فیلم جدید مارول یه تیم عجیب و غریب رو جمع کرده، نه قهرمانای خوشرنگ و لعاب، بلکه یه سری آدم غرغرو و ناسازگار. یلنا بلووا، قاتل بیوهی سیاه که طعنههاش باحاله، باکی بارنز، سایبورگ روس که قبلاً مامور مخفی بود، جان واکر که کاپیتان آمریکا رو ضایع کرده، گوست که دشمن تغییرشکلدهندهست، رد گاردین، سرباز قدیمی شوروی، تسکمستر که هر حرکتی رو میتونه کپی کنه و یه شخصیت مرموز به اسم «باب». باور کن، اینا اصلاً تیمی نیستن که بخوای واسه نجات دنیا روشون حساب کنی!
در سال ۱۹۸۶، فاکسِ جسور از یک جامعهی متجاوز فرار میکند تا خانوادهاش را پیدا کند. اما وقتی ملکه خواهر کوچکش را میدزدد و یک پلیس فاسد را به دنبالش میفرستد، فاکس چارهای جز نفوذ به همان جایی که از آن فرار کرده، ندارد.
یکی از بزرگترین رسواییهای استروئیدی ورزشی را از طریق مصاحبه با رئیس آزمایشگاه BALCO، ورزشکارانی که مظنون به استفاده از داروهای افزایش دهنده عملکرد و موارد دیگر هستند، بررسی کنید.
یک سرباز سابق که اکنون به عنوان نگهبان امنیتی فعالیت میکند، خاطرات جنگ را در ذهن خود مرور میکند و از زنی بیگناه در برابر قاتلان بیرحم پلیس محافظت میکند.
قماربازی که سابقهٔ قمار با ریسک بالا دارد و در ماکائو پنهان شده است، زمانی که گذشته و بدهیهایش گریبانگیرش میشوند، با شخصیتی همسرنوشت و آشنا برخورد میکند. این شخص شاید تنها کسی باشد که کلید رهایی و رستگاری او را در دست دارد.
کاپیتان آندرئاس مایر در سوئیس پس از دریافت یک مجسمه چوبی دیو، از مرگ میگریزد. به طور همزمان و مرموزی در فرانسه، پاسبان کنستانس ویویه همان مجسمه را کنار جسد یک تاجر چوب به نام ویکتور کارون، که در یک کلیسای دورافتاده فوت کرده، پیدا میکند. این دو حادثه مشابه که با یک شیء فولکلور مشترک در دو سوی مرز مرتبط هستند، یک راز غیرقابل توضیح را شکل میدهند.
هنگامی که جوانی مبتلا به بیماری روانی گمان میبرد شاهد یک ربایش بوده است و پلیس سخنان او را باور نمیکند، از سر ناچاری به همسایهاش که نگهبان بازنشسته و دلگیری است، روی میآورد تا در یافتن زن مفقود شده یاریاش کند.
این اثر، یک درام جنایی دلهرهآور و جدی است که حول محور سرخوردگی و فرار جو-کیونگ، نویسنده نابغه وبتون، و خواهرش دان-کیونگ که همواره خود را حقیرتر از او میداند، میچرخد. داستان به یک پرونده قتل مربوط به دارک وب گره خورده است؛ جایی که امیال و خواستههای انحرافی به صورت مجازی مبادله میشوند.
داستان در مورد سه دوست به نامهای "ماتئو"، "خوان" و "بنیتو" است که به دلیل افزایش قاچاق مواد مخدر و ناآرامیهای اجتماعی در جنوب اسپانیا، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود. دوستی آنها به چالش کشیده میشود، به خصوص بنیتو که به عنوان مأمور اجرای قانون، بین قانون و تبهکاران قرار گرفته است.
یک قاتل سریالی که وسواس شدیدی به تناسب اندام و باشگاه دارد، یک توزیعکننده محلی مواد مخدر را میکشد و جسد او را به قصد تأمین پروتئین مصرف میکند. این عمل جنونآمیز به طور ناخواسته باعث شعلهور شدن یک نزاع خونبار و وحشیانه برای به دست آوردن قلمرو میان باندهای رقیب مواد مخدر میشود.
اورانو، هکر و قاتل باهوش، پس از فرار از زندان به کرهی جنوبی میرود و توسط یک گروه ضد دولتی برای طراحی تلهای در اجلاس سران کره و ژاپن استخدام میشود. سئومین مأموریت مییابد او را تحت نظر داشته باشد، اما از رفتارهای نامتعادل اورانو میترسد. با وجود بیاعتمادی اولیه اورانو، به تدریج رابطهی میان این دو نفر تغییر میکند.
در یک شهر کوچک در داکوتای جنوبی، زمانی که یک پیراهن نادر از پیراهنهای روح لاکوتا وارد بازار سیاه میشود، سرنوشت افراد طرد شده و غریبههای محلی بهشدت و به شکلی خشونتبار به هم گره میخورد.
شرف بیک، سرآشپز آلبانیایی (که شخصیتی حساس و در عین حال مصمم دارد)، برای شروعی تازه به ترکیه میرود، جایی که با اتفاقات غیرمنتظره و احتمالاً یک عشق جدید مواجه خواهد شد.