همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
چیزاتو و ماهירו به دلیل نقض قوانین سازمان، از انجام وظایف منع میشوند. آنها که برای گذران زندگی به پول نیاز دارند، دوباره به عنوان کارمند پاره وقت فعالیت خود را آغاز میکنند. ناگهان، دو قاتل دیگر به دنبال آنها هستند.
متیو، منشی بازنشسته بانک، با اکراه وارد عرصه سیاست در یک انتخابات فرعی میشود. این فیلم به بررسی پویایی ازدواج، عدالت و تحقق فردی در میان یک جامعه روستایی صمیمی میپردازد.
دیانا پارکر متوجه میشود که سارق خانه کسی نیست جز دختر بیولوژیکی او که سالها پیش برای فرزندخواندگی واگذار شده بود. با این حال، آنها به زودی متوجه میشوند که یک قاتل بیرحم برای متوقف کردن این پیوند خانوادگی، از جمله قتل، دست به هر کاری میزند.
ضیافت قرون وسطایی گلدی بری در قلعه هاید با یک قتل به هم میخورد. او با کارآگاه شولتز برای حل معمای قبل از اینکه قاتل دوباره دست به کار شود، همکاری میکند.
سِتارتی ، یک کارمند دولتی که به تازگی اخراج شده است، از بوئنوس آیرس به لاپاچیتو در استان چاکو سفر می کند. او باید از اجساد مادر و برادرش که به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده اند و هیچ پیوند محبتی او را با آنها پیوند نمی دهد، مراقبت کند...
لی جون یونگ یه وکیله. پرونده ای رو دست میگیره که یه جوون در دوران نوجوانیش اعتراف به قتل یه قاتل کرده. این مرد جوان ده سال در زندان بوده و حالا لی جون یونگ میخواد تبرئه اش کنه!
آنتونی روکا، یک مرد معمولی، کلاهبرداری ایجاد می کند که تبدیل به دزدی قرن خواهد شد. او که از جنایت سبقت گرفته است، باید با خیانت، قتل و تسویه حساب کنار بیاید.
زن جوانی به نام "جولی" هنگامی که همسر سابقش به طرز مشکوکی ناپدید می شود و مقامات محلی هم هیچ سرنخی از او پیدا نمیکنند ، خودش دست به کار می شود و برای پیدا کردن شوهر سابقش دست به هر کاری می زند ...
داستان در دهه ۸۰ میلادی جریان دارد . میکائیل خانواده اجدادی خود را در کوچی سرپرستی میکند و رئیس خاندان محسوب میشود. اما چند تن از اعضای جوان خانواده او را قبول ندارند و با دشمنان همکاری میکنند تا او را نابود کنند...
در حوالی شهر بنگلور، در یک پاسگاه خیالی، مأموری شجاع و جسور با یک گانگستر روبرو میشود. همزمان با این نبرد، زندگی شخصی این مأمور با مشکلات و موانعی روبرو میشود. از سوی دیگر، افسر لاکشمى در تلاش برای دستگیری مجرمی خطرناک است و در همین حال، راجو برای نجات جان پسر بیمار خود دست به تلاش میزند.