همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
“ترومن” (Patrick Swayze) یک پلیس شیکاگو هست که به دنبال قاتل برادرش می گردد و در همین حال برادر دیگر او “بریر” (Liam Neeson) نیز شخصا به دنبال قاتل می گردد…
گروهبان جانی گالاگر مامور است تا زندانی “توماس بویت”، را به خاک ایالات متحده برگرداند. اما زندانی فرار میکند و گالاگر تمام زندگی اش را در خطر می اندازد تا وی را پیدا کند …
مردی به فتل می رسد و دو نفر شاهدان این قتل هستند که یکی از آنها نابینا و دیگری هم ناشنوا است! با اینکه پلیس آنها را شاهدانی معتبر نمی داند اما قاتلین اینگونه فکر نمی کنند و تصمیم می گیرند تا این دو شاهد را هم از میان بردارند! حالا این دو شاهد برای بدست آوردن عدالت و نجات جان خود با هم همراه می شوند و…….
در دوره جنگ سالاری ، سربازان از جان گذشته به دزدی و راهزنی روی می آورند . آن ها اغلب به یک روستای کوچک به نام گوانجی دستبرد می زنند. مردم این روستا به منظور دفاع از خود هفت رزمنده را استخدام می کنند…
برنده 3 جایزه اسکار. همچنین 6 جایزه و نامزد دریافت 36 جایزه دیگر.
«ديک تريسي» (بيتي) با تلاشي مداوم، نقشه هاي شيطاني «بيگ بوي کاپريس» (پاچينو)، رهبر جنايتکاران را بر هم مي زند. از طرف ديگر «تريسي» در زندگي خصوصي با نامزدش، «تس تروهارت» (هدلي) که اصرار دارد او شغل کم دردسرتري براي خود دست و پا کند، درگير است...
مانی که سه دوست از هنگ کنگ فرار می کنند تا بتوانند زندگی ای جنایتکارانه را آغاز کنند، یک اتفاق دلخراش برایشان رخ می دهد که زندگی و رابطه دوستی شان را در خطر می اندازد.....
یک قاتل پس از مرتکب شدن چند فقره قتل دستگیر شده و به اتقاق گاز فرستاده می شود. روح او از بدنش جدا شده و به قدرتی شیطانی دست پیدا میکند. حالا پلیسی که او را دستگیر کرده بود باید راهی پیدا کند تا دوباره او را به دام بیاندازد...
شیکاگو. «هنری» (روکر)، پس از چند سال زندان به جرم قتل مادر خیابان گردش در سن چهارده سالگی، آزاد می شود. در ظاهر کاری به عنوان نابودکننده ی حشرات می یابد؛ اما در عین حال به کشتن افراد ناشناس، به خصوص زنان، با استفاده از ابزار مختلف، مثل چاقو، اسلحه، طناب و حتی دستانش، و بدون داشتن انگیزه ای مشخص، ادامه می دهد.
«کالن کريسپ» (تايسن)، فروشنده ي مواد مخدر لس آنجلسي که ادعا مي کند همسرش همراه پسرشان و سه ميليون دلار پول گريخته، در زندان باخبر مي شود که همسرش در آستوريا ديده شده است. در همين حال، «کارآگاه جان کيمبل» (شوارتسنگر) را همراه با «فيبي اوهارا» (ريد)، که قبلا معلم بوده، به آستوريا مي فرستند تا مخفيانه در کودکستاني که بچه ي «کالن» در آن جاست، مشغول به کار شوند تا شايد از اين طريق به نشاني همسر او دست يابند.
: زمانی که “فرد فرنگر” از زندان آزاد می شود، تصمیم میگرد شروعی دوباره در میامی داشته باشد. وی بزودی با دانشجویی دوست داشتی آشنا می شود، اما آن دختر روسپی گری می کند. همچنین با یک گروهبان آشنا می شود که از شغلش زیاد راضی نیست. آنها تصمیم میگیرند که..
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 6 جایزه و نامزد دریافت 16 جایزه دیگر.
دختری به نام «نیکیتا» در جریان سرقت مسلحانه از یک داروخانه، افسر پلیسی را می کشد و به سی سال زندان محکوم می شود. با شروع دوره ی محکومیتش، یک مأمور مخفی دولت به او پیشنهاد می کند تا به عنوان تروریست حرفه ای با آنان همکاری کند. «نیکیتا» می پذیرد و پس از گذراندن دوره های آموزشی در زندان، با هویتی تازه آزاد می شود…
"آماندا" در چهارده سالگی ازدواج کرده و در پانزده سالگی آواره خیابانها می شود.او که از طرف همه مردانی که با آنها ارتباط برقرار می کند مورد سوء استفاده قرار می گیرد،مرتکب قتل شده و پیش از تولد شانزده سالگی اش متهم به مرگ می شود و...
جیم هاوکینگز جوان که به همراه مادرش مسافرخانه شان را می گرداند، با "کاپیتان بیلی بونز"، که پس از محاصره توسط دزدان دریایی می میرد آشنا می شود. او و مادرش را مهاجمان مبارزه کرده و نقشه گنج "بیلی بونز" را پیدا می کنند و...
لس آنجلس، سال 1948. کارآگاه خصوصی "جیک گیتز" می خواهد همسر موکلش "جیک برمن" را متهم به خیانت کند.اما در عوض صحنه سازی برای جمع آوری مدرک،"برمن" به معشوق او شلیک می کند."گیتز" وقتی متوجه می شود شخص مرده شریک "برمن" بوده و او سهمش را به ارث می برد شوکه می شود و ...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
جایی میان کارولاینای شمالی و جنوبی. «سیلر ریپلی» جلوی چشم های محبوبه اش، «لولا»، مردی را که با چاقو به او حمله کرده، می کشد و به زندان می افتد. اما بیست و دو ماه و هجده روز بعد که آزاد می شود «لولا» با این که مادرش «ماری یتا» ملاقات آن دو را ممنوع کرده، به دیدنش می رود. عشاق از شهر می روند و به سوی نیو اورلیانز به راه می افتند..
“ریکی” از بیمارستان روانی مرخص می شود.او دقیقا می داند که قصد دارد چه کاری انجام دهد.او می خواهد “ماریا” زنی که یکبار با او رابطه داشته را پیدا کند تا با او ازدواج کند…