همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این انیمه داستان زندگی ریوتا میاگی، پسر 17 سالهای را روایت میکند که در تلاش است تا آرزوی برادر بزرگتر فوتشدهاش را برای تبدیل شدن به یک ستاره بسکتبال به واقعیت تبدیل کند.
زمانی که سه دوست دوران کودکی یک شوخی میکنند که به اشتباه پیش میرود، آنها برای رهایی خود از مشکل، شخصیت خیالی "ریکی استنیکی" را خلق میکنند. بیست سال بعد، آنها هنوز هم از ریکی به عنوان یک بهانه دروغین برای رفتارهای ناپخته خود استفاده میکنند...
استیو ترِوینو، کمدین معروف، در این استندآپ کمدی شاد و سرگرمکننده، از زندگی خانوادگی خود صحبت میکند. او از راز موفقیت در ازدواجش تا ساندویچهای اسپاگتی پدرش، به طنز و شوخی میپردازد.
میکل، سرآشپزی جوان و نامدار است که پس از 30 سال، ناگهان متوجه میشود پدرش که همه فکر میکردند مرده است، هنوز زنده است. اما پدر او حافظهاش را از دست داده و میکل باید با این چالش جدید در زندگی خود روبرو شود.
سه دوست صمیمی که عاشق مهمانی هستند، برای برنده شدن در یک مسابقه فیلم اسکی، راهی سفری پرهیجان میشوند. این کمدی پر سر و صدا، به موضوع صنعت اسکی که تحت سلطه مردان است، میپردازد.
بعد از اینکه داروخانهای در شهر کوچک محل زندگی دختری که هنوز با پدر و مادرش زندگی میکند، مورد سرقت قرار میگیرد، او برای حل این جنایت شخصاً وارد عمل میشود. در عین حال، او سعی میکند از دوست پسر سابق خود جدا شود و به یک فرد بالغتر تبدیل شود.
داستان فیلم در مورد یک کارگردان زن تازهکار در یک تئاتر محلی در گلندیل، کالیفرنیا است. او که جایگزین یک کارگردان مرد شده، برای به روی صحنه بردن نمایشنامه ی روستایی خود با چالش های زیادی روبرو میشود.
یک زوج که بیش از 6 سال است ازدواج کردهاند، از بچهدار شدن ناامید میشوند. شوهر به اصرار همسرش با خواهر او ازدواج میکند. به زودی، جر و بحثهای کوچک بین دو همسر به موقعیتهای خندهدار و سرگرمکنندهای تبدیل میشود.
این فیلم بر روی خانوادهای تمرکز دارد که در حال آغاز دورانی جدید از مبارزه با جرم و جنایت به عنوان ابرقهرمانان هستند. زمانی که یکی از عملیات نجات آنها به اشتباه پیش میرود، تاندرمن ها به هیدنویل فرستاده میشوند...
تاملینسون دربارهی دستیابی به تعادل کامل بین کار و عشق، با وجود اضطراب و بیخوابی، این سوال را مطرح میکند که آیا میتوان واقعاً “همه چیز را داشت ؟”...
یک عضو مافیا توسط یک باند خلافکار تا آرایشگاه تعقیب میشود و جانش توسط کارآموز جوانی نجات پیدا میکند. او برای جبران لطف، تمام اعضای باندش را برای مرتب کردن موهایشان نزد این آرایشگر میفرستد، اما با تلاش برای پیدا کردن خائن به خطر میافتند...