همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک مادر و دو پسرش بعد از مرگ شوهر محبوبش، زندگی آنها دشوار می شود. اما به دلیل بدهی، او باید آنها را به بالتیمور منتقل کند تا با مشکلات زندگی اش روبرو شود ...
یک قاتل روانی که به قتل های متعدد محکوم شده بود پس از گذراندن بیست سال در زندان با آزادی مشروط آزاد می شود. روان پریشی او فوراً همه چیز را فرا می گیرد و او دست به کشتار می رود.
دو صاحب جوان یک شرکت در شرف بستن قرارداد مهم با یک شرکت بزرگ هستند که به آنها کمک می کند تا تجارت خود را از نابودی نجات دهند. اما زمانی که باید بین عشق و پول تصمیم بگیرند دچار ابهام می شوند...
هری دابز (تام برنگر)، بازپرس خصوصی ، با مشتری جدید خانم دولان (آن آرچر) ملاقات می کند که از او می خواهد معشوق بدرفتارش را دنبال کند. اما هری تصمیم می گیرد به طور کامل یک شخص متفاوت را دنبال کند - یک شخصیت مرموز که زندگی دوگانه ای دارد (تد لوین). با این حال...
یک پلیس غیرمتعارف که در برابر بی عدالتی کوتاه نمی آید، با یک کارآگاه ماهر برای دستگیری مجرمان قدرتمند همکاری میکند. اما به زودی متوجه می شود که همکار قانونمند او دچار اختلال دوگانگی شخصیت است...
«جیمز» (تراولتا) ، در تکاپوی امرار معاش برای خانواده اش و همسرش و «مالی» (الی) نیز یک حسابرس پرمشغله است . با این همه «مالی» دوباره باردار می شود و دختری به نام «جولی» (با صدای بار) دنیا می آورد ...
ماجراهای عجیبی در دادگاهی که به پرونده اختلاس رسیدگی میکند، رخ میدهد. یک حسابدار خجالتی (پینچوت)، که یکی از چهار نقش او در این فیلم است، متهم به جرم اختلاس شده است. اما در جریان شهادت یک منشی جذاب (اسکوگینز)، او به عنوان یک مرد هوسباز و ولخرج معرفی میشود. این تصویر، توجه رسانهها را به خود جلب کرده و باعث میشود که او به طور ناگهانی در میان زنان محبوب شود. این وضعیت قاضی را...
یک کشیش تائوئیست به این ایده که یک کشیش بودایی همسایه او باشد اعتراض می کند. آنها اغلب با یکدیگر بحث می کنند تا زمانی که یک خون آشام آزاد می شود و امنیت روستاییان را تهدید کند...
پسری جوان به یک مهمانی در خانه دوستش دعوت می شود. اما چون او در مدرسه دعوا کرده است، پدرش مانع مهمانی رفتنش می شود. اما پسر جوان زمانی که پدرش خواب است فرار می کند. او خبر ندارد که کسانی که با آنها دعوا کرده بوده قرار است به سراغش بیایند...
یک تاکسی سواری با یک راننده دیوانه باعث مرگ نابهنگام هاپر می شود. او متوجه می شود که اکنون یک روح است و باید یاد بگیرد که زمان بیشتری را با بچه هایش بگذراند...