همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که یک شرکت نفتی آمریکایی یک کارخانه آزمایشی حفاری را در بیابان های وسیع مغولستان راه اندازی می کند، لانه ای را بیدار می کند. موجودات کشنده شروع به تکثیر و پخش شدن می کنند و هرکسی را در مسیر خود می بلعند...
آرکاشون. آگوست . ژان پیر ساولی، کارمند در کلرمون فران، متوجه می شود که والری، نامزد او، می خواهد استراحت کند. برای یافتن آرامش ، او تصمیم میگیرد مقصد تعطیلات خود را تغییر دهد ...
یک گروه مستندساز به دعوت جامعه خونآشامهای بلژیک، از زندگی یک خانواده خونآشام شامل پدر، مادر و دو فرزند نوجوان فیلم تهیه میکند. نوجوانان با مشکلاتی نظیر تمایلات ج.ن.س.ی. ممنوعه و آرزوی انسان بودن روبرو هستند. خانواده برای تغذیه، یک زن جوان را نگه میدارند.
هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز می شود، گریسی فیلدز علیرغم بهبودی از سرطان، برای سربازان اجرا می کند که باعث ناراحتی شوهرش شد. فیلدز شوهرش، کارگردان ایتالیایی الاصل مونتی بنکس را تشویق می کند تا پس از ورود ایتالیا به جنگ، به آمریکا نقل مکان کند...
یک کیک پز سخت کوش به طور ناخواسته به عنوان شهردار شهر کوچکی انتخاب می شود که بار بدهی دارد. او که تحصیل نکرده است، برای پاکسازی شهر به هوشمندی خیابانی خود متکی است...
رایان یک رقصنده است که به نظر نمیرسد به او آرامش بدهد. وقتی دوست صمیمی اش داستین سعی می کند مداخله کند، همه چیز به هم می خورد و چیزی که رایان واقعاً در تمام طول این مدت به دنبالش بود درست در مقابل او بود.
خوانجو یک استاد کالج است که به تازگی توسط دوست دخترش سلست اخراج شده است. با این باور که او مورد دستکاری قرار گرفته است، دانش آموز خوش صحبت خود، نیکو را به خدمت می گیرد تا در ازای کسب نمره خوب، به او کمک کند.
وقتی “کالوین” با قُلدر دوران مدرسه اش روبرو می شود متوجه می شود که “باب” برای سازمان جاسوسی سیا کار می کند، او همراه با دوستش تصمیم به جاسوسی از یک پرونده ی نظامی را می گیرند که…
در کودکی، خواهر و برادر ناتنی اکسل و یان به نروژ می روند . آنها در بدو ورود از هم جدا می شوند، اکسل در سمت غرب اسلو، یان در یک خانواده متوسط در سمت شرق. برخلاف برادر کوچکترش، یان سفر آنها به نروژ را به یاد می آورد، اما نمی داند که او اکنون کجاست...