همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
رابی هافمن، کمدین، تاریخ پخش اولین قسمت ویژه برنامه نتفلیکس خود با عنوان «بیدار شو» را مشخص کرد. برنامه جدید او به کارگردانی جان مولانی، در ۱۴ دسامبر به صورت جهانی پخش خواهد شد.
تاجر ثروتمند، کریشنا، پسر سرکش خود، کومار، را برای اصلاح به کرالا میفرستد. در آنجا، کومار عاشق مرسی، دختری با اختلال استرس پس از سانحه و تمایل به خودکشی میشود. داستان عاشقانه آنها زمانی که کومار تصمیم به پایان دادن به همه چیز میگیرد، با چالشهایی روبرو میشود.
یک نویسنده با مهمترین ضربالاجل خود روبرو میشود، در حالی که خانهاش در هرج و مرج خانوادگی فرو رفته و او را مجبور میکند تا یک برنامهی ۱۲ ساعته برای نوشتن را با یک وضعیت اضطراری خانگی که در حال وقوع است، هماهنگ کند.
یک رویاپرداز رمانتیک وقتی مجبور میشود در یک آژانس همسریابی زیر نظر یک رئیس عملگرا کار کند، با واقعیت روبرو میشود. پس از اینکه میفهمد عشق نیاز به تلاش دارد، شانس خود را از دست میدهد. سالها بعد، سرنوشت فرصت دیگری را پیش روی او قرار میدهد.
دفتر نقاشی دختری در یک برکه میافتد و نقاشیهای او زنده میشوند و شهر را پر از هرج و مرج میکنند. خانوادهی او باید با هم متحد شوند تا این موجودات را که ناخواسته خلق کردهاند، متوقف کنند.
سارا اسکوئیرم، شخصیت دیگر و نامقدس سارا شرمن، ساعتی چرکین از مایعات بدن، اعترافات زخمهای باز و شوخیهایی را آغاز میکند که زخمهایی بر روح باقی میگذارند.
در یک جنگ وحشیانه میان شیاطین، شکارچیان و دشمنان مخفی، دختری اسرارآمیز به نام «رِزه» وارد دنیای دنجی شده است. او اکنون با مهلکترین نبرد خود روبرو است، نبردی که در دنیایی بیقانون برای بقا، از عشق مایه میگیرد.
مونیکا مونتگومری، یک مربی دوستیابی با اعتماد به نفس و زیرک، کسب و کار موفقی به نام «کوپید کانسل» را اداره میکند - تا اینکه نامزدی زنده تلویزیونی او با پیر سنت کلر، مجری جذاب اما خودشیفته برنامه «مورنینگ ممفیس»، تنها چند هفته قبل از کریسمس به طرز چشمگیری به هم میریزد.
یک مدیر اجرایی املاک و مستغلات پس از تصادف ماشین و فراموشی، در ایام کریسمس در یک مسافرخانه کوچک در شهر کوچک به هوش میآید. او بیخبر از رابطه گذشتهاش، عاشق پسر صاحب مسافرخانه میشود - تا اینکه خاطرات گذشتهاش، رابطه عاشقانه نوپایشان را به خطر میاندازد.
سطام مرد جوانی است که بدشانسی آورده و هر کاری که انجام داده به شکست انجامیده است. او که اکنون در آستانه از دست دادن خانهاش به دست ابو عتیق بیرحم است، نقشه جسورانهای میکشد تا از پدر ثروتمند اما خسیسش پول بگیرد.
ادی متیوز که ناامیدانه در یک شغل بیسرانجام گیر افتاده و مجبور به زندگی با مادرزن ناراضیاش شده است، تصمیم میگیرد رویای هالیوودی خود را به واقعیت تبدیل کند - همراه خیالی و شرورش که میخواهد به واقعیت تبدیل شود، او را به این کار ترغیب میکند.
کلر برای یک کریسمس ویژه برنامهریزی میکند، اما خانوادهاش او را فراموش میکنند. وقتی متوجه میشوند که او غایب است، تعطیلاتشان به خطر میافتد تا اینکه کلر برمیگردد و جشنی را که شایستهاش هستند برایشان برگزار میکند.
گرگ باید در یک مسابقه استعدادیابی که به زودی برگزار میشود، هالی هیلز را تحت تأثیر قرار دهد. پدرش، فرانک، قصد دارد او را به مدرسه نظامی بفرستد. موضوع اصلی تلاش گرگ برای اثبات این است که با شرکت در این مسابقه به فرانک ثابت کند که نیازی به آموزش نظامی ندارد.
خانواده فراگل را دنبال میکند که مشتاقانه منتظر اولین برف فصل هستند. وقتی فقط یک دانه برف میبارد و گوبو نمیتواند آهنگ تعطیلات سالانهای را که همه انتظارش را دارند، بنویسد، فصل از مسیر خود خارج میشود.