همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
سه مینیفیلم جدید از سازندگان «من نفرتانگیز». روز آشنایی: سه مینیون تازه کلونشده، مراحل عجیب آشنایی را در آزمایشگاههای شیطانی گرو طی میکنند. تغییر دکوراسیون خانه: مینیونها وقتی متوجه میشوند که یک مددکار اجتماعی قرار است به دیدنشان بیاید، به ادیث، مارگو و اگنس در تغییر دکوراسیون خانهشان «کمک» میکنند.
از آنجاییه هر جا بنجامین مالاوسن می رود، حوادث جذاب و بحث برانگیزی رخ می دهد، پلیس و همکارانش به او مشکوک می شوند. او مصمم است تا بفهمد چه کسی او را آزار می دهد...
مردی (میرای موریاما) زندگی فقیرانهای را با مشروبات الکلی و نمایشهای تماشایی سپری میکند تا اینکه با یک کارمند (کنگو کورا) در یک مغازه کتاب فروشی آشنا میشود...
کمی قبل از سال نو، بوریا حافظه خود را از دست می دهد و تنها سرنخی که می تواند کمک کند کتیبه Z.G است. که روی دستش کشف می کند. همزمان سروان پلیس برای حل مشکلات شخصی تلاش می کند.
هنگامی که زنی توسط نامزدش سرکوب می شود، رفتار وسواس گونه او بیش از حد می شود. خواهر بزرگتر و خواهرزاده 10 ساله او در خانه او ظاهر می شوند تا به او کمک کنند با آرامش و لذت بردن از زندگی در یک زمان دشوار عبور کند...
مکس لندیس (Max Landis) نویسنده فیلمنامه، داستان چندقسمتی دیسی (DC) در سال ۱۹۹۲ رو به نام "مرگ و بازگشت سوپرمن" بازگو میکنه، و توش به حفرههای داستانی مختلف اشاره میکنه و چند تا حضور افتخاری از سلبریتیها هم داره.
جی وونگ یک بازنده است که نمیتواند شغلی پیدا کند، بنابراین برای گرفتن پول به مادرش دروغ میگوید. اما مادرش یک روز ناگهان پول دادن به او را قطع میکند و او بیخانمان میشود. با این حال، همان روز، نجات به شکل هونگ سیل، که فوقالعاده خسیس است، از راه میرسد. سرگرمی او رفتن به بانک برای سپردهگذاری پول و تخصصش فروش بطریهای شیشهای خالی و روزنامههای قدیمی برای کسب درآمد است.
این فیلم دربارهی چهار نفر است که درگیر مشکلات عاطفی هستند. یک نفر دختر گمشدهاش را میجوید، یک نفر الماس جعلی را حفظ میکند، یک نفر عشق را رد میکند و یک نفر عشق را پیدا میکند.
یک مجرم سابقه دار و بازنشسته، از سوی دیگر مجرمین شهر متهم به سرقت می شود. او بیست و چهار ساعت فرصت دارد که کیف حاوی کوکایین را پیدا کند و به آنها پس بدهد تا نامزدش از مرگ نجات پیدا کند...