همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان یک کمدی که در آن رازهای برملا شده، تضادها، احساسات و خشمها به اوج میرسند و در نهایت تولد یک نوزاد، همه این رویدادها از یک شکاف بزرگ نشأت میگیرند.
وقتی که "بردی" و "مکنزی" برای اولین بار یکدیگر را در ساحل می بینند."بردی" متوجه می شود "مک" بعد از مرگ مادر خود تصمیم دارد به یک مدرسه خصوصی برود به همین دلیل آنها باید از هم جدا شوند."بردی" او را متقاعد می کند تا برای آخرین بار با هم موج سواری کنند...
وینی ، در اواخر بیست سالگی ، هنگامی که توسط دوستش کنار گذاشته می شود و توسط همکارانش مورد آزار و اذیت قرار می گیرد ، به عنوان یک خدمتکار قدیمی مجوز می گیرد...
خان لین، ویراستار مجله مد اگر در پروژه بعدی خودی نشان ندهد بی شک کارش را از دست خواهد داد. او مجبور می شود با عکاسی بنام سان همکاری کند که قبلا در سانحه تصادف با اتومبیل لین آسیب دیده است...
در نورماندی، یک زوج عاشق که برای گذراندن آخر هفتهای رمانتیک به کلبهای دنج پناه بردهاند، با ورود ناگهانی یک فراری پریشان، با وضعیتی ناخواسته روبرو میشوند.
ادی و پل، دو زندانی فراری، به کار در یک ناهارخوری در نیویورک مشغول هستند. زندگی آنها بی جان است و شرایط بر آنها سخت میگذرد برای همین وقتی که وکیلی به نام کاترین پیشنهادی وسوسه انگیز به آن ها رائه میدهد نمیتوانند ردش بکنند و...
نیت ، در جستجوی یک برند معتبرتر از هنر معاصر پس از ناامید شدن از صحنه هنری نیویورک، او فکر میکند سوژهای عالی را با یک گروه رپ گوت دلاور پیدا کرده است...
هدر فردی با روحیات جذاب و آزاد و بابی یک افسر نیروی دریایی می باشد که در خارج از کشور خدمت می کند. به لطف تولید تئاتر سرگرم کننده "سرود کریسمس" ، این دو فرد بدشانس به طرزی باورنکردنی عاشق هم می شوند...
«ریچل» مادری خانه دار است که در زندگی اش به مشکلاتی برخورد کرده. او برای بهبود بخشیدن به رابطه اش با شوهرش، به یک کلوب رقص می رود و در آنجا با رقاصی بنام «مک کنا» آشنا می شود و ...
چهار دختر دانشجو در زمان تعطیلات بهاری خود بعد از دزدی از یک رستوران به زندان می افتند اما یک دلال مواد مخدر برای آنها وثیقه گذاشته و انها را آزاد می کند تا آنها برای او کاری را انجام دهند...
هالی مدوکس، مدیر تبلیغاتی اهل نیویورک، رویای یک زندگی کامل، یک شغل کامل و البته یک مرد کامل را در سر دارد که او را از پا درآورد. وقتی یک روز از خواب بیدار میشود و میبیند «مرد کامل» منتظر اوست، که چیزی جز یک مانکن زنده شده نیست، باید تصمیم بگیرد که آیا «کامل» برای او مناسب است یا خیر.
در آغاز تابستان، آگات به مونتروی فرانسه، خانهی خود، بازگشته است. او در تلاش است تا با مرگ همسرش کنار بیاید و به فعالیت حرفهای خود در حوزه کارگردانی سینما ادامه دهد. با این حال، با ورود غیرمنتظره یک زوج ایسلندی، یک شیر دریایی و همسایهای که آگات همیشه به او علاقه داشته اما هرگز رابطهای با او نداشته است، آگات نیروی لازم را برای از سر گرفتن زندگیاش پیدا میکند.