همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در یک جشنواره موسیقی تابستانی، خواننده پرشور یک گروه فولکلور ایرلندی با نوازنده ترمین که از موسیقی فولکلور متنفر است ملاقات میکند و بین آنها جرقه عشق روشن میشود.
جوکا والنت، مردی که به دلیل شیفتگی دائمیاش، هرگز به داشتن یک رابطه جدی فکر نمیکند، زندگیاش به کلی تغییر میکند. این اتفاق زمانی رخ میدهد که یکی از دوستدخترهای سابق آمریکاییاش، نوزادی را نزد او رها کرده و ناپدید میشود.
پس از مدرسه، یک دانش آموز دبیرستانی باهوش والدین خود را به خاطر همسالان خود می کشد. با این حال، زمانی که یک کارآگاه پلیس شروع به تحقیق در مورد قتل می کند، او در تلاش است تا تجارت خود را حفظ کند...
الکسیا و ماتیاس قرار است ازدواج کنند. اما الکسیا با دیدن کارت ویزیت برنامهریز عروسی، به ماتیاس بله میگوید، در حالی که نمیداند برنامهریز عروسی، معشوقهٔ ماتیاس است. این شرایط، ماتیاس را در موقعیت سختی بین همسر آینده و معشوقهاش قرار میدهد.
هر زوجی که یک شب را در کلبه ی کریسمس در کنار یکدیگر سپری کنند، عشقی ابدی را تجربه خواهند کرد. لیسی کویین به افسانه ی کلبه ی کریسمس و یا پایان های خوش هیچ باوری نداشت. او به عنوان ساقدوش بهترین دوستش، آوا، وظیفه داشت این کلبه را برای تازه عروس و داماد تزئین کند. این وظیفه کار ساده ای بود اما لیسی نمی دانست که قرار است برادر جذاب عروس، ایان کالاهان، نیز در این کار به او کمک رسانی کند. آن ها یک بعد از ظهر را در فضایی رمانتیک، در حالی که کولاک شدیدی در خارج از کلبه در حال وزیدن است، در کنار یکدیگر سپری می کنند. این اتفاق باعث می شود که لیسی به درستی افسانه های کلبه ی کریسمس شک کند و...
سیبیل، یک دختر کارگر پاریسی، برای راه اندازی یک سوپرمارکت در آنجا، به شدت نیاز دارد که با خرید مجدد یک فروشگاه سخت افزاری واقع در کشور باسک، یک تبلیغ کسب کند....
ابرقهرمان، «ونیشتیر»، روز بدی را پشت سر میگذارد و جمعیت انسانی نیمکره غربی را ناپدید میکند. خبرنگاران از نیمکره شرقی به غرب سفر می کنند تا آنچه اتفاق افتاده را مستند کنند...
لوسی در حال بهبودی است، بنابراین خانوادهاش او را وادار میکنند تا زندگی را به بهترین شکل انجام دهد. لوسی با کلوویس جذاب و دلیلا، یک معلم رقص عجیب و غریب، آشنا می شود که لوسی را الهام می بخشد تا زندگی خود را بازسازی کند و تبدیل به زنی شود که همیشه می خواست باشد...
ظفر (امره کارایِل) که عاشق دويگو (بگوم کوتوک) و تیم فوتبالش است، یکی از همان مردانی است که هرگز بزرگ نمیشوند. یک روز، او خودش را در ازدواجی میبیند که هرگز نمیخواسته و به اجبار پدرش تن به آن میدهد.
"جیزس" از زندان آزاد میشود و نزد دو رفیق خرابکارش میرود. آنها وقتی با آرایشگری خصومتی پیدا می کنند، ماجراجوییشان به فرار از قانون و اجتماع تبدیل میشود ..