همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک سال پس از یک عروسی دیوانهکننده، یک شگفتی دیگر، یک دختر دیگر و یک داماد جدید، آنها بخشی از دیوانهکنندهترین ماجراجوییها میشوند که طنز اوکراینی را نشان میدهند...
داستان سه دوست که تصمیم گرفتند در مکزیک موج سواری کنند. همه چیز همانطور که باید باشد: اقیانوس، دختران و شن های طلایی. اما حوادث خبر نمی کنند و در کمین آنها هستند...
دئون کول با پذیرفتن اعتقاد خود مبنی بر اینکه کمدی آخرین شکل خام بیان است، زمان مناسب برای تشکر از عیسی و زمان اشتباه برای گفتن "سلام" را توضیح می دهد...
وقتی زن و شوهری در شب کریسمس به آپارتمان خود بازمیگردند، مردی را میبینند که لباس بابا نوئل را پوشیده است و سعی میکند به آپارتمان همسایهشان نفوذ کند...
پس از اینکه "دوم" به همسرش مشکوک میشود، برای دریافت مشاوره به فردی نامناسب مراجعه میکند و این امر او را به ورطهی توهمی پارانوئید ناشی از مواد مخدر میکشاند که ذهن و قلب او را تهدید میکند...
رونی که خودش رو بهترین مادر سال میدونه، همه چیز رو به دخترش آدری داده. حالا که آدری خودخواهانه به کما رفته، رونی مجبوره برای زنده نگه داشتن رویاهایشون، هویت دخترش رو به خودش بگیره.
گیولا، یک فوتبالیست حرفهای و همسرش، ماریان، آرزوی بچهدار شدن دارند. اما معلوم میشود که گیولا نازا است و وقتی نقشههایشان برای به فرزندی گرفتن نقش بر آب میشود، ماریان بدون اطلاع شوهرش معاملهای میکند: آنها فرزند به دنیا آمدهی یک زن جوان اهل رم را به فرزندی قبول میکنند.
یک هواشناس تلویزیونی که از اعتقاد به جادوی کریسمس امتناع می ورزد، شهر را برای یافتن میراث خانواده اش جستجو می کند، چون خواهرش فکر می کند این کار جادویی است. یک هم مدرسه دوران کودکی به او در این کار کمک می کند ...
مارینا، دختری از یک شهر کوچک، به امید ایجاد تغییر در زندگی خود، عازم سفری برای شرکت در یک رویداد مربیگری زندگی میشود. اما یک تأخیر غیرمنتظره در فرودگاه سنپترزبورگ، او را وارد یک گردش کمیک و خندهدار ۲۴ ساعته میکند، سفری که شاید در نهایت کلید خوشبختیاش را به او بدهد.
هنگامی که یک طراح ویترین فروشگاه بزرگ بوستون به شهر کانکتیکات خانواده اش سفر می کند تا به طراحی رقص شب کریسمس جشنواره دانه های برف سالانه خود کمک کند، جرقه ها به پرواز در می آیند و باید با نوه سرسخت اما فداکار بنیانگذاران جشنواره کار کنند.