همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بابو، پیک موتوری ناراضی از حقوق کم، کارش را ترک میکند. او با پذیرش پیشنهاد دوستش، یسو، ناخواسته خود را در مخمصه میاندازد و داستان به تلاش او برای غلبه بر این مشکلات میپردازد.
امروز برای کلثوم و دوستش مثل روزهای دیگر است. آنها کوکتل می نوشند، در اینترنت به دنبال رابطه جنسی می گردند، بی صبرانه عشق می خواهند و بار دیگر از توهین غریبه ها رنج می برند...
ایوب، دانشآموزی دبیرستانی، عاشق دختری میشود و در تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن او، هویت خود را از دست میدهد. در نهایت، او درمییابد که زندگی فراتر از ظواهر و معیارهای ایدهآلسازی شده است.
خواهران ماریان و کریستین به جزایر ماگدالن سفر میکنند، جایی که خاکستر پدرشان را پخش میکنند و از مشکلات شخصی خود فرار میکنند، بدون اینکه متوجه شوند که آنها را به معنای واقعی و مجازی با خود حمل میکنند...
اضافه شدن یک سالن رنگ به تهدیدی برای سالن دیگر تبدیل می شود. در این بین یک مجله محلی آنها را برای یک رقابت طولانی مدت برمی انگیزاند. کدام سالن شایستگی دریافت جایزه ی بزرگ را دارد ...
رنگهای رنگینکمان ناپدید شدهاند و گروه K3 برای اجرای نمایش شاد خود به آنها نیاز دارد. K3 با کمک کاپیتان اسپیس به دنبال بازیابی رنگها از سه سیاره آموریا، اسمایلوس و نیامی است، اما این کار به عشق، سرگرمی و انرژی زیادی نیاز دارد. سوال این است که آیا K3 موفق به بازگرداندن تمام رنگها خواهد شد؟
دوشون از شانس و اقبال خود رنج میبرد و همیشه به خانواده کمک میکند، اما همه چیز تغییر میکند زمانی که خواننده زیبای جاسمین به همسایگی او نقل مکان میکند...
پس از کشف جواهری که یک هیولای شیطانی را کنترل می کند که به دنبال نابودی جهان است ، یک دختر جوان و برادرش از آن استفاده می کنند تا او پیشنهادات خود را انجام دهد...
فرانک تسیگاس یک مرد میانسال می باشد که فقط می تواند کاستی های زندگی خود را ببیند. برای منحرف کردن حواس او، همسرش لورا یک هدیه سالگرد منحصر به فرد به وی می دهد: او شرط می بندد که او نمی تواند در عرض سه ماه 50 پوند وزن کم کند و این کار را به معنای واقعی کلمه غیر ممکن می بیند...
لوسي و جين از همان كودكي صميميترين دوستان هم بودهاند. اما زماني كه لوسي در سفري شخصي قدم ميگذارد، با چالشي در دوستي خود و درك خويش روبرو ميشود، راهي كه شايد به طور كامل براي آن آماده نباشد.
ویولتا در اوایل بیست سالگی است و محکوم است تابستان را در مادرید بگذراند و در یک موسسه انتشاراتی کارآموزی کند. در طول آن هفته ها، او دوستان جدیدی پیدا می کند...
چنگ ان، بزرگترین فرد خانوادهاش، برای بدشانسی به دنیا آمده است. وقتی برادرش به طور تصادفی همکارش را باردار میکند، با طراح عروسی آنها آشنا میشود که ظاهراً او هم بدشانس است...