همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
طنز وحشیانه همراه با ارواح و خشونت کارتونی در خانههای فروت چان، مجموعهای وحشتناک از داستانهای ترسناک با بازار مسکن با قیمتهای نجومی هنگکنگ بهعنوان پسزمینه میآید...
دو داستان به موازات هم پیش میروند: یکی عشق نوپای جان و لیزا، دو نوجوان کمرو که برای اولین بار با هم رابطه ج.ن.س.ی دارند، و دیگری ماجراجویی پرحادثه سایمون اسپرم و یارانش برای رسیدن به هدف نهایی، یعنی تخمک.
یک زن جوان جاه طلب (زوی دویچ) وقتی به عنوان بازمانده یک حمله مرگبار ظاهر می شود، برای خود طرفداران و شهرت پیدا می کند، اما به زودی متوجه می شود که بدنامی آنلاین با قیمت وحشتناکی همراه است...
سرآشپز لیزی به همراه سه تا از بهترین دوستانش برای شرکت در جشنواره معتبر غذای سسی راهی میشوند. چیزی که در ابتدا به عنوان یک تغییر شغلی حسابشده شروع شده بود، به سرعت به یک ماجراجویی دیوانهوار پر از غذا، سرگرمی و پیوندهای زنانه تبدیل میشود.
داستان فردی به نام تیبو که عاشقانه امیدوار است که می تواند تغییر کند. جرقه های عاطفی میان او و رز شکل گرفته که دلیل این حس خوب اوست. اما آیا رز میتواند نامزد خود را رها کرده و عاشق تیبو شود؟...
رندی درگیر یک معامله کلاهبرداری تجاری می شود و حالا ، او از خودش می پرسد که آیا باید کار درستی انجام دهد و پول را برگرداند یا از شانسش استفاده کند و پول را بگیرد و فرار کند ...
در سال 2008، یک گروه تلویزیونی به شهری کوچک در داکوتای شمالی اعزام شدند تا داستان یک تیم هاکی دبیرستانی را که در راه رسیدن به فینال ایالت بودند، پوشش دهند. اما یکی یکی اعضای بازیگران و گروه ناپدید شدند...
یک زن برنده یک سفر با تمام هزینه به "موسسه" زرق و برق دار یک شرکت در خارج از فلورانس، و همچنین شانس ملاقات با صاحب ثروتمند و کاریزماتیک رستوران های زنجیره ای را دارد. او ماجرایی متفاوتر از آنچه تصور می کرد پیدا می کند...
یک سرآشپز اهل یک شهر بزرگ شور و شوق خود را از دست داده است. او برای نجات شغلش به زادگاهش بازمیگردد، جایی که سعی میکند شور و شوق خود را برای غذا پیدا کند و دوباره با پدرش ارتباط برقرار کند.
ماجا، یک هنرپیشه دانمارکی، عاشق لیا، یک دانشگاهی یهودی از لندن میشود. لیا دچار تشنج مرموز می شود و ماجا با او به لندن باز می گردد. در آنجا، او با مادر لیا، چانا، زنی که می تواند اسرار تاریکی را در خود نگه دارد، ملاقات می کند...
به دلیل تعطیلی کلوپهای کمدی لسآنجلس، کیکی ملندز و ویکی باربولاک یک نمایش کمدی تشکیل میدهند. کیکی، ویکی را متقاعد میکند تا برای اجرای برنامه به پونتا کانا در جمهوری دومینیکن سفر کنند.