همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
Modesty Divine در طول پنج روز با باغبان جدید عجیب و غریب خود به نام توماس درگیر ماجراهای فاجعهباری میشود که شامل مرگ تصادفی (یا قتل) شوهر نزدیک به طلاق خود، اش میشود...
در کوههای گرجستان، دو زن که مسئول تلهکابین هستند، در حین کار و عبور کابینهایشان از کنار یکدیگر، دلباختهی هم میشوند. این رابطه عاشقانه با مخالفت رئیسشان مواجه میشود.
چهار دوست آسیایی-آمریکایی با هم پیوند می خورند و حقیقت معنای شناخت و دوست داشتن شما را کشف می کنند، در حالی که آنها در آسیا در جستجوی یکی از مادران متولد شده خود سفر می کنند...
در سال ۱۹۸۷، رابین که دانشآموزی تازهوارد است، مورد توجه بقیه قرار میگیرد که جنسیت او را حدس میزنند. رابین برای اینکه در مدرسه جا باز کند، با قلدر مدرسه رفیق میشود و این رابطه، او را به سمت اقدامات پرخطرتر سوق میدهد.
برنده 1 جایزه ساعات پربیننده همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
نیکول برای اجرای یک برنامه جدید و داغ به روی صحنه تئاتر گرامرسی میرود؛ او در این برنامه درباره همهچیز صحبت میکند، از اینکه اساساً چطور میتوان او را یک گیاهخوار (وگن) دانست (او فقط وظیفه خود را انجام میدهد)، اینکه از یک مرد چه میخواهد، و اینکه این یک سال و نیم گذشته چقدر دیوانهکننده بوده است.
اندرو یک مشکل اساسی دارد: او نمی تواند از دوست سمی که به تازگی او را رها کرده است دور بماند. دوستان مداخله گر او تصمیم می گیرند با ایجاد کریستیانو، یک دوست جعلی در رسانه های اجتماعی به او کمک کنند...
هنگامی که یک ویدیوی ویروسی از یک پاگنده منتشر می شود، یک اینفلوئنسر محبوب به ماموریتی می رود تا با پاگنده یک وی لاگ بسازد و شهرت خود را دوباره به دست آورد....
تادریک فرانک، یک مرد مزاحم، زندگی خود را می گذراند تا اینکه با دوست سابقش، تایرون، برخورد می کند. فرانک که از جان خود می ترسد، تصمیم می گیرد تا از شهر فرار کند تا اینکه از سیج لی تماسی دریافت می کند تا شوهرش را به مبلغ نیم میلیون بکشد...
سه مرد که دوستان قدیمی هستند در یک کارخانه قطعات خودرو در یک شهر کار میکنند - وقتی کارخانه توسط برخی سرمایهگذاران خارجی خریداری میشود، آنها به همراه بسیاری از کارمندان دیگر اخراج میشوند و ...
یک پسر جوان به نام ساتیاپرم در شهر احمدآباد زندگی میکند. او به دختری به نام کاتا علاقهمند میشود که با تاپان رابطه دارد. بعد از جدایی کاتا و تاپان، ساتیاپرم سعی میکند کاتا را به خودش علاقهمند کند...