همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
تیلور نامزدش را از دست داده است، اما برای اینکه خانوادهاش را ناامید نکند، برای تعطیلات، تست بازیگری برای کسی که نقش نامزدش را بازی کند، برگزار میکند....
وقتی هابیل متوجه میشود که مادرش در حال ازدواج با مردی در زندان است، عصبانی میشود. او با کمک بهترین دوستش هر کاری که لازم باشد برای محافظت از او انجام می دهد. اما ملاقات با ناپدری جدیدش ممکن است دیدگاه جدیدی به او ارائه دهد.
ولید در حالی که از افسردگی رنج می برد آرزوی حرفه نویسندگی را دارد. او با همسایه خود - یک کلاهبردار کوچک - رابطه برقرار می کند. در حالی که این طرح به یک دوستی غیرمنتظره تبدیل می شود، آنها را به سفری از برخوردهای تاریک سوق می دهد...
جیمی از پایان رابطهاش با دوست دخترش پشیمان است، در حالی که ماریان نیاز به آرامش دارد. آنها برای شروع دوباره، به سفری جادهای غیرمنتظره به تالاهاسی میروند. اما با برخورد به گروهی از مجرمان ناشی، مسیر سفرشان را به هم میریزد...
هنگامی که یک دانشمند دلشکسته برای شروعی مجدد به خانه باز می گردد، برادرش فرد غریبه و خوش تیپی را اجیر می کند تا وی را متقاعد سازد زمین های خود را به فروش برساند...
در این درام عاشقانه برنده جایزه، مرزهای لغزنده بین دوستی و عشق، دو زوج - یک زوج ه.م.ج.ن.س.گ.را و یک زوج د.گ.رج.ن.س.گ.را - را در یک آخر هفته پرهیاهو از بازیهای اغواگرانه، خوشگذرانیهای تمام عیار و افشاگریهای از هم گسیخته، با چالش مواجه میکند.
دو دوست کودکی بعد از سالها دوباره با هم ملاقات میکنند و تصمیم میگیرند سفر رویایی خود را به یونان انجام دهند. اما زمانی که به جزیره آمورگوس میرسند، متوجه میشوند که نگاه آنها به تعطیلات و زندگی خیلی متفاوت شده است...
یک سفر قارچی، الیوت آزاده را با خود 39 ساله اش روبرو می کند. اما زمانی که "الاغ پیر" الیوت هشدارهایی را به جوان ترش می دهد، الیوت متوجه می شود که باید در مورد خانواده، زندگی و عشق خود تجدید نظر کند.
فیبی یک علاقهمند تناسب اندام است که در یک ویدیوی تمرینی شرکت میکند. پس از اینکه توسط همبازیهایش مورد تمسخر قرار میگیرد، با یک دختر مافیایی دوست میشود که به او نشان میدهد چگونه با قتل به بالاترین سطح برسد...
بروک یردلیِ دلشکسته، در تولد سی سالگیاش، آرزویش را روی تابلوی آرزوهای نوجوانیاش میکند و آرزوهایش، از جمله راهاندازی کسبوکار و ملاقات با مرد رؤیاهایش، به طرز معجزهآسایی برآورده میشوند.
5 زن خود را سازماندهی می کنند و از طریق یک گروه واتس اپ در مورد زندگی روزمره فرزندان خود نظر می دهند. وقتی متوجه میشوند که یکی از آنها به مدرسه بدهی دارد، همه دور هم جمع میشوند تا به او کمک کنند، بدون اینکه بدانند کارهایی که باید انجام دهند کاملاً غیرعادی خواهد بود...