همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
تیبو، رهبر ارکستر تحسینشده، به سرطان خون مبتلا شده و به یک اهداکننده مغز استخوان نیاز دارد. او که متوجه میشود به فرزندی پذیرفته شده، برادر بزرگترش را که نوازنده و کارگر ساختمانی است پیدا میکند و سفری موسیقایی برادرانه را آغاز میکند.
داستان درباره سه دوست است که در اواخر دهه بیست زندگی با چالش های مربوط به عشق، کار و روابط نامنظم روبرو می شوند. این چالش ها، دوستی و خودباوری آنها را مورد آزمایش قرار می دهد.
دو نوجوان دبیرستانی معمولی تصمیم میگیرند در آخرین جشن بزرگ قبل از هزاره جدید، یعنی شب سال نو ۱۹۹۹، به طور غیرمنتظرهای وارد مهمانی شوند. وقتی ساعت ۱۲ شب میشود، شب حتی دیوانهوارتر از چیزی میشود که آنها تصور میکردند.
در شبِ کریسمس، یک جنِ بازیگوش در قطب شمال قصد دارد کریسمس را برای کودکانِ خوب خراب کند. لویی، سوفی و بابانوئل به کمکِ آقای سینِ بدجنس، پرفیدیا و ولنیا باید جلوی او را بگیرند.
این فیلمی هیجانانگیز و دلهرهآور است که داستان زندگی آرام یک زوج را روایت میکند. زندگیای که به تدریج و به واسطه حضور هر روزه همسایهای که راس ساعت چهار بعد از ظهر به دیدنشان میآید، به کابوسی وحشتناک بدل میگردد.
هنگامی که یک مامور اطلاعاتی به دیجیای که دیگر در اوج نیست، پیشنهاد میدهد تا رقیب جوانش را از میدان به در کند، او این پیشنهاد را شانسی برای بازگشت به دوران اوج خود با یک آهنگ پرمخاطب تلقی میکند.
یک هوی متال کار سر سخت و بامزه که سالها برای رسیدن به موفقیت تلاش کرده بود، در نهایت به هدفش رسید. دلیل این موفقیت، اتفاق عجیبی بود که در کودکیاش رخ داده بود: نیروهای تاریک موسیقی هوی متال از قبر بیرون آمده بودند و او را تحت تاثیر قرار داده بودند.
لئوناردو داوینچی، مخترع و هنرمند مشهور، در کنار شاهزاده خانم مارگریت دو ناوار، با اختراع ابزارهای پرنده، ماشینهای جنگی و مطالعه کالبد انسان، به دنبال راز زندگی میگردد....
در سال 1986، در شمال کالیفرنیا، زیتون اویل به همراه برادرش کاستور و دوستانشان، برای تماشای بارش شهابی و دنبالهدار هالی به سفری کمپینگی میروند. اما شب هنگام، شهاب سنگی، ملوان زبل را به ماشین کشتاری بیرحم و غیرقابل مهار تبدیل میکند و شبشان به وحشت بدل میشود.