همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 33 جایزه و نامزد دریافت 41 جایزه دیگر.
«رالف» شخصیت بد یک بازی کامپیوتری است که میخواهد، همانند شخصیت خوب بازی که «فلیکس» نام دارد، یک قهرمان محبوب باشد. اما مشکل اینجاست که هیچکس آدم بدها را دوست ندارد. او تصمیم میگرد هرطور شده به آرزویش برسد، اما در این راه کل دنیایی که در آن است را دچار اختلال می کند...
داستان فیلم درباره ی یک کارمند آرام است که زندگی اش به نوعی از خلال نگاتیوهایی که برای مجله ی تایم ظاهر و چاپ می کند، می گذرد. زمانی که یک عکس ستایش شده، عکسی که برای چاپ شدن روی جلد آخرین نسخه ی مجله انتخاب شده است، گم می شود، والتر مجبور می شود وارد ماجراهای دنیای واقعی بشود تا عکس را پیدا کند ...
"مایکل مرنت" فرانسوی و "تری مک کی" آمریکایی،بر روی عرشه کشتی عاشق یکدیگر می شوند.آنها قرار می گذارند شش ماه دیگر یکدیگر را ببینند در حالیکه "مایکل" فرصت بدست آوردن یک زندگی خود را دارد...
لری هاینز ، سوار قطار عازم لس آنجلس می شود تا با شریک زندگی خود در اسکیت رولر ، پرسی هالیوود کار کند. او با یک بور ، مأمور مخفی انگلیسی ، آشنا می شود که از او برای خیرخواهی او استفاده می کند...
مسکو ، تابستان گرم سال 2006. چهار دوست دبیرستانی پس از جدایی طولانی با هم دیدار می کنند. آنها فکر نمی کردند که این ملاقات زندگی هر یک را به شدت تغییر خواهد داد...
یک اینفلوئنسر پس از جدایی ، دوستان خود را به یک سفر رایگان به کارناوال پر جنب و جوش باهیا می برد ، جایی که او زندگی را فقط در مورد دوست داشتن شبکه های اجتماعی نمی آموزد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
«جوفاکس» (هنکس) و «کاتلين کلي» (رايان) در نزديکي هم در وست سايد نيويورک زندگي و کار مي کنند. اين دوکتاب فروشي هايي رقيب، حدودا در مجاورت هم در يک خيابان دارند. اما بدون آن که هم ديگر را ديده باشند، از طريق «چت» «اي ميل» مراوده دارند و به يکديگر علاقه مند شده اند...
داستان درباره چهار دوست است که سفری پرماجرا به مانالی در دامنه کوه های هیمالیا می روند. "بانی" با رفیق اش "آوی" و "آدیتی" در ایستگاه قطار منتظر قطاری به مقصد مانالی هستند که با "ناینا" آشنا می شوند...