همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ریچارد و آلیس در یک تعطیلات عجیب با هم دعوا می کنند زیرا ریچارد می خواهد طلاق بگیرد. آنها تصمیم می گیرند زودتر به خانه بروند، اما هواپیمای کوچکشان در جزیره ای متروکه سقوط می کند و ریچارد و آلیس مجبور می شوند با هم منتظر نجات باشند...
یک افسر راهنمایی و رانندگی که دوست دارد نقش کارآگاه را بازی کند، شروع به تحقیق در مورد یک پرونده می کند و خطراتی فراتر از آنچه که فکر می کرد یک سرقت ساده از کتابفروشی بود، کشف می کند...
کاسمین با 3 دوستش یک بازی تنیس بازی می کند. او به ساعت نگاه می کند و شروع به وحشت می کند: او دیر به اداره ثبت احوال می رود، به عروسی- عروسی اش، با همسر سابقش که بدون اینکه دوستانش بدانند از او جدا شده بود...
داستان سه دوست که در شرایطی نه چندان خوشبخت به زندان می افتند. در آنجا آنها برای فرار برنامه ریزی می کنند و با کمک یک اوباش محلی موفق به فرار می شوند تا برای سرقت بعدی آماده شوند. معجون خیلی عجیبی است ...
یک روز عصر، یک لیوان شراب، 7 دوست وارد یک بازی خطرناک میشوند: تلفنهایشان را روی میز میگذارند و تصمیم میگیرند هر چیزی که آن شب دریافت میکنند، تماسها، پیامها، wapp، ایمیلها، با بلندگو پاسخ داده شود یا با صدای بلند خوانده شود...
وینسنت همیشه از مزایای منزلت خانوادگی خود برخوردار بوده است. وقتی دولت به یک طرح پسانداز عظیم رأی میدهد، وینسنت رانده میشود. هنگامی که او به قطب شمال منتقل می شود، عاشق اِوا می شود...
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 32 جایزه و نامزد دریافت 60 جایزه دیگر.
این انیمیشن درباره یک روباهی که زندگی جنگلی خودش را با شکار مرغ ها ، دزدیدن بوقلمون ها و …میگزراند. او میبایست روزهای وحشیگریش را کنار بگذارد و بهترین کارهای یک پدر نمونه را انجام دهد: مسئولیت پذیر باشد.او خیلی سرکش ، مستبد و وحشی است.او فقط میخواهد "یک بار دیگر وحشی گری کند" اما …
در یک روستای کوچک در سال 1953 که مرگ استالین اعلام شد و هر جشنی در آن موقع ممنوع بود، یک خانواده تصمیم میگیرند که عروسی بی سر و صدایی را برگزار کنند...
داستان سه مومیایی که به لندن امروزی میرسند و در جستجوی حلقهای قدیمی متعلق به خانواده سلطنتی که توسط باستانشناس جاهطلب لرد کارنابی دزدیده شده است ...
مردی به شدت مضطرب اما خوشنظر که رابطهٔ بدی با مادر خود دارد و هرگز پدرش را نشناختهاست مادرش میمیرد، او به خانه سفر میکند و در راه خود تهدیداتی ماوراءطبیعی را تجربه میکند...