همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان عکاسی ضد کریسمس است که آرزو می کند کریسمس ناپدید شود. او کریسمس را یک تعطیلات تجاری و مصرف گرایانه می داند که از ارزش های واقعی کریسمس دور شده است. او آرزو دارد که کریسمس به یک تعطیلات ساده و معنوی تبدیل شود که بر روی خانواده، عشق و همدلی تمرکز کند.
هالی و جیمز برای دومین بار کریسمس را با هم عوض می کنند . آیا رابطه آنها می تواند یک کریسمس خانوادگی پرتنش دیگر را تحمل کند یا آینده آنها از مسیر خارج شده ؟...
سه دوست در آستانه تغییرات انقلابی در دبیرستان خصوصی پسرانه خود، آخرین آخر هفته خود را در حالی سپری میکنند که با چالشهای مختلفی از جمله اقتدار مدرسه، روابط عاشقانه و دشمنان خشن مواجه میشوند...
تیا، دختری نروژی، امسال کریسمس را با خانوادهاش در زادگاه روستایی خود جشن میگیرد. او دوستپسر هندیاش، جاشان، را نیز با خود همراه میبرد. حضور جاشان در خانواده تیا، باورها و سنتهای سنتی خانواده را به چالش میکشد...
پائولو، آشپز جوان ایتالیایی، پس از شکست عشقی، به لس آنجلس مهاجرت می کند. او در یک رستوران موفق به عنوان ظرفشو مشغول به کار می شود، اما این رستوران و ازدواج صاحبان آن با یک راز تاریک تهدید می شود...
یک میکروچیپ برای اصلاح یک جنایتکار انتقامجو کاشته میشود. روانپزشک او با آزاد کردن او به جامعه، بزرگترین هدیه زندگی را به او میدهد، اما یک حادثه آزار و اذیت در دانشگاه منجر به هالووین سختی میشود..
مردی در دو سال گشت و گذار بیوقفه خود، به بسیاری از رذایل خود غلبه کرده است. او در این مدت، مشاهدات، تجربیات جالب و خجالتهای جنسی زیادی را تجربه کرده است...
انجی با قطار معمولیاش به زادگاهش در سال 2011 سفر میکند و با خود جوانترش روبرو میشود. با کمک خود گذشته، انجی لذت کریسمس و اهمیت خانواده و دوستان را دوباره کشف میکند...
داستان در مورد سه پسر عمو است که زمان مدرسه از یکدیگر جدا می شوند و حالا در بنگلور همدیگر را ملاقات می کنند و شروع می کنند به تحقق بخشیدن به رویاهایشان...
ریجی کیکوکاوا که حس عدالت خواهی قوی دارد با کمترین نمره از آکادمی پلیس فارغ التحصیل شد. او پاسبان پلیس می شود، اما به دلیل مسائل «انضباطی» ناگهان توسط رئیس پلیس اخراج می شود...
داستان درباره ی کارمند صبوری به نام “سیمون جیمز” که تحت تسلط همه از جمله عشقش “هانا” است؛ زندگی ناچیز “سیمون” در حال نابودی است زمانی که “جیمز سیمون” را ملاقات می کند، مردی که دقیقا از لحاظ ظاهری شبیه اوست ولی شخصیتش کاملا خلاف اوست.