همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان یک روستای کوچک مانند روستاهای دیگر ، با این تفاوت که این روستاییان معمولاً همیشه فراموشکار هستند. امسال آنها فراموش می کنند که زمان کریسمس است...
داستان خانواده "ویشبون" که به منظور نجات یاگا و رنفیلد از چنگال شکارچیان هیولا بار دیگر به خون آشام، هیولای فرانکنشتاین، مومیایی و گرگینه تبدیل می شوند...
عده ای از مردم که زندگی «ویـنـتـر» را نجات دادند، در پی درگذشت مادرش، به او کمک می کنند تا یار و همدمی پیدا کند. بنابراین او می تواند در بیمارستان دریایی بماند...
وقتی که شگی و اسکوبی بلیط مشاهده ی مسابقات کشتی کج را برنده می شوند، تمامی دوستان اسکوبی دوو همراه با آن ها به شهر WWE توسط ماشین اسرارآمیز سفر می کنند تا این مسابقات را از نزدیک مشاهده کنند. اما خرسی مرموز ناگهان پدیدار می شود و …..
اپ و اد تصادفاً از جزایر گالاپاگوس در سال 1835 به زمان سفر می کنند تا به شانگهای کنونی برسند. آنها با سردرگمی راه خود را در شهر طی می کنند و به کشف وحشتناکی می رسند که گونه هایی که به آنها تعلق دارند کمی بعد از بین می روند...
یک شکارچی تازه کار و پدرش به ایرلند سفر میکنند تا آخرین گله از گرگ ها را از بین ببرند. اما هنگامی که با یک دختر از قبیلهای مرموز، که شایعه است به هنگام شب به گرگ تبدیل میشود، دوست میشود، همه چیز تغییر میکند.
یتیم یازده ساله، آنی، توسط میلیاردر الیور "ددی" وارباکس به فرزندی پذیرفته می شود و این باعث ناراحتی مالک یتیم خانه ظالم و محافظه کار خانم هانیگان می شود که با برادر جنایتکارش روستر هانیگان و دوستش لیلی سنت درگیر نقشه ای می شود...
دیانا و تریش از زمانی که به قطب شمال نقل مکان کردند و همسایه همدیگر شدند، بهترین دوستان هم بودند. پس از سال ها همکاری در مسابقه تزیین خانه محله، این زنان خانه دار پس از یک درگیری عمومی، سنت شکنی می کنند و تصمیم می گیرند با یکدیگر رقابت کنند. در حالی که هر کدام سعی می کنند از دیگری پیشی بگیرد، فرزندانشان، آل رومئو و ژولیت، دیوانه وار عاشق هم می شوند...
داستان هیلدا که در بدن یک غول بیدار می شود، حال او باید از عقل و شجاعت خود استفاده کند تا به خانه بازگشته و مجددا انسان شود تا شهر ترولبرگ را نجات دهد...
داستان یک دلقک اسباببازی که همراه با اسباببازیهای دور انداخته شده، دور انداخته میشود. حال او به ماجراجویی می پردازد تا یک خانه دوست داشتنی جدید برای خود و دوستانش پیدا کند...