همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
سم و ند پورتر اراذل و اوباش کوچکی هستند که با هم بانک ها را سرقت می کنند. یک شب ، سم توسط شکارچیان مرموزی اسیر می شود که پیشنهاد می دهند او را زنده نگه دارند فقط در صورتی که برادرش را تحویل دهد...
پینکی در کودکی پدر خود را از دست داده است و فردی به نام انگشت دراز او را بزرگ کرده است. انگشت دراز دزد دریایی است. او به همراه کاپیتان دندان خنجری برای تصاحب گنج لاما راما به آن سرزمین می رود. پینکی نیز به طور اتفاقی با آنها همراه شده و باعث می شود که آنها به سرزمین لاماراما راه پیدا کنند...
سارا لندون جوان ، هنگام بازدید از شهر کوچکی که یکی از دوستان دوران کودکی اش در آن درگذشت ، افسانه ای محلی را کشف می کند که می تواند پیامدهای مهلکی داشته باشد...
هیچ قاعده و مکانی برای مخفی شدن در برابر تیرهای مرگبار Highway Warriors وجود ندارد که جاده ها را در ماشینهای تخریب ویران می کنند. اما یکی از جنگجویان با کمک خودروی زره پوش خود که آتش می زند و دارای سوخت هسته ای است ، در برابر شانس های غیرممکن ایستادگی می کند...
اسکوبی دو و گروهش از عموی فرد دیدن می کنند تا در مورد یک مسافرخانه جنون زده دوران استعمار که او در تلاش است آن را به یک تفرجگاه تبدیل کند ، تحقیق کنند...
یک فضانورد ناسا که سالها پیش بازنشست شد تا بتواند مزرعه خانوادگی خود را نجات دهد ، هرگز رویای سفر به فضا را رها نکرده است و با وجود تهدیدهای دولت برای متوقف کردن او ، به دنبال ساخت موشک خود است.
هنگامی که رابطه یک پسر کوچک با یک پاگنده پیوند می خورد و می بیند که میمون شبیه انسان در خطر است ، او باید شهامت پیدا کند تا در برابر بزرگترهای خود بایستد تا موجود افسانه ای را نجات دهد و او را آزاد کند...
ظهور لیکانها، حکایت از داستانی در قرون وسطی دارد که در آن دو دسته اشرافی خون آشامان و لیکانها با یکدیگر درگیر می شوند، یک مرد جوان از لیکانها بنام «لوشن» (شین) در مقابل رهبر قدرتمند خون آشامان به نام «ویکتور» (نایی) بپا می خیزد و او در این راه از عشق پنهانیش «سونجا» (میترا) که یکی از خون آشامان است یاری می طلبد اما...
سانگا و همسرش که زندگی مشقت باری در شهر ماهیسماتی دارند، فرزندی به دنیا میاورند و این کودک بزرگ می شود و کم کم در می یابند که او برای هدف بزرگی به دنیا آمد است و...