همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این انیمیشن نیز همانند داستان های مشابه در مورد مبارزه دو نیروی خیر و شر است که در این میان موجودات بی گناه نیز در معرض خطر هستند. داستان به این صورت آغاز می شود که فرمانروای کل کهکشان به یکباره روح خود را بیرون از بدن خود می یابد! در درون یک ماسک که دسترسی به آن تقریبا غیر ممکن است. این ماسک در حادثه ای بر روی یک سیاره بسیار دور از مقر فرمانروایی به نام Bara Magna فرود می آید و در ادامه قالب و در واقع بدن جدیدی برای روح فرمانروا تشکیل می شود. اما نه به صورت اولی. بلکه این بار این پیکر بسیار خطرناک و قدرتمند شده است که رعب و وحشت را برای ساکنان سیاره رقم میزند. این حادثه شروع اتفاقات هیجان انگیز و دیدنی در ادامه انیمیشن است.
سایههای تار نگران بازگشت قهرمانانهی تائو به مترونوی هستند. آنها توانستهاند با کمک رباتهای عنکبوتی که میتوانند تارهای انبوه تولید کنند، شهر را در تسخیر خود درآورند. تائو که در پیلهیی گیر افتاده، خودش را آزاد میکند و به شکل یک ربات درمیآید. ظاهرش خیلی وحشتناک شده اما نیروهای جدیدی پیدا میکند که میتوانند به او برای بازپسگیری مترونوی کمک کنند ...
“تائولیگان” شش ماتوران را به عنوان نیرومندان “تائو مترو” برای مقابله با “مترونوی” انتخاب میکند. کمکم اوضاع شهر کاملاً به هم میریزد، چون ماتورانها دائماً در شهر ناپدید میشوند، “تائگا دوم” رفتارهای عجیبی میکند و تائولیگان را هم شکارچیان تاریکی اسیر کردهاند. “تائوواکاما” و پنج یار شجاعش باید ماسکهای قدرتشان را پیدا کنند و به مقابله با “واهیک” ستمگر بروند و تلاش کنند تائولیگان را آزاد کنند. اما در همین اوضاع و احوال، راز تاریکی مترونوی برملا میشود ...
جزیرهی “ماتانوی” باید با تهدیدی بزرگ به نام “ماکوتا” مواجه شود، تنها اُمید برای زنده ماندن ساکنان جزیره، دو روستایی هستند که باید هفتمین “توآ” را پیدا کرده و “ماسک نور” را به او تحویل دهند ...
كارگردان هاليوودى، كارل دنم ( آرمسترانگ )، آن دارو ( رى ) نوستارهى جذاب را همراه خود به سفرى اكتشافى به جزيرهاى مرموز و ماقبل تاريخى مىبرد تا كينگ كنگ افسانهاى را بيابد...
"داک مکوی" با کمک همسرش، "کارول" و سوداگری فاسد و قدرتمند به نام "جک بنیون" از زندان آزاد می شود تا نقشه ی "بنیون" را برای سرقت از بانکی در یکی از شهرهای کوچک تکزاس عملی کند ...
یکی پسر جوانی با موهای بلند قرمز رنگ است که به همره پدر و مادرش در دهکده کوچکی به نام فلیک زندگی میکنند. پدرش رییس و فرمانده دهکدهاست. او مانند بقیه وایکینگها نیست و بسیار خجالتی و ضعیف است. ولی به کمک هوش زیادش در وضعیتهای ناامید کننده به وایکینکهای دیگر و دوستانش کمک میکند. راهحلهای او به سن و سال او نمیخورد.
«سرهنگ جک اونيل» (راسل) فرماندهي يک تيم داوطلب را براي رد شدن از يک حلقه (به شکل يک دروازه ي ستاره اي در کهکشان) و گذر در تونل زمان به عهده مي گيرد. خيلي زود گروه به صحرايي در سياره اي ديگر منتقل مي شوند. صحرانشيان که شبيه مردم مصر باستان هستند سرکرده اي دارند که زندگي جاودان دارد و جسمش به طور مداوم تازه و باطراوت مي شود …
فیلم داستان یک خلبان جوان را روایت می کند که برای نشان دادن استعداد خود در خلبانی ، هدایت یک هواپیما را برای سفر به قاره ی آسیا بر عهده می گیرد. اما اواسط راه به آنها گزارش می دهند که جزیرهای روبرویشان وجود دارد که آشتفشانش فعال شده است و…