همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
خونآشامی که در عصر تکنولوژی زندگی میکند، از عینکی هوشمند استفاده میکند. این عینک به او کمک میکند تا قربانیان خود را پیدا کند و در عین حال، مراسم خونآشامیاش را به صورت زنده برای دیگران پخش کند.
یک شاهزاده پس از مرگ همسرش در قرن پانزدهم، به خونآشام تبدیل میشود. او قرنها بعد در لندن زنی را میبیند که شبیه همسر مرحومش است و در پی او سرنوشت خود را رقم میزند.
در دل جنگلهای مرموز شمال پنسیلوانیا، جایی که گروهی مشغول فیلمبرداری یک فیلم ترسناک بودند، حضور ناگهانی یک گرگینه، ماجرا را به سمتی غیرمنتظره سوق میدهد.
دختران دانشجو که به دنبال عضویت در انجمن گاما رو کاپا هستند، متوجه میشوند که این انجمن رازی تاریک دارد. از سوی دیگر، دو موجود شرور، دختران انجمن را به دام میاندازند و مشخص نیست که آیا کسی از این وضعیت جان سالم به در میبرد یا خیر.
چهار زن به دلیل یک اشتباه در رزرو، در یک مکان نامناسب و برای تماشاچیانی که از آنها استقبال نمیکنند، برنامه اجرا میکنند. اما زمانی که خونآشامها به آنها حمله میکنند، ورق برمیگردد و تماشاگران برای نجات خود به این زنان پناه میبرند.
ناتسومی، مرگ عشقش را نمیتواند بپذیرد و تصمیم میگیرد برخلاف میل عموم که همزیستی با جسد را ناپسند میدانند، به طریقی، عشقش را زنده نگه دارد. کار او ابتدا شبیه خانهای عروسکی، البته در ابعاد واقعی، به نظر میرسد، اما.
سفر جادهای یک عکاس زمانی رنگ تاریکی به خود میگیرد که با یک زوج بیپروا دوست میشود و این دوستی او را به گردابی کابوسوار از وحشت غیرقابل پیشبینی و نئو-نوآر میکشاند.
"جیمز هوک"، پس از کشتن "جان دارلینگ" و از دست دادن دستش در مبارزه با "پیتر پن"، به دنبال انتقام از "لیلی"، دختر "پیتر" و "وندی"، است. این خشونت تا زمان ازدواج "هوک" با "وندی دارلینگ" ادامه پیدا میکند.
عشق میان یک درونگرا و زنی با اعتماد به نفس شکوفا میشود، اما شیوع یک بیماری همهگیر مرموز که مبتلایان را با محیط ادغام میکند، رابطه آنها را تهدید کرده و این زوج را در یک کابوس تغییرشکلدهنده گرفتار میسازد.
در نمایش درگ خود در بروکلین، در حالی که زامبیها در حال شیوع هستند، دراگ کوئینها و بچههای کلوپ با زامبیهایی که تشنهی مغز هستند، مبارزه میکنند و اختلافات شخصی را کنار میگذارند تا از تواناییهای متمایز خود در برابر تهدید مردگان متحرک استفاده کنند.
در اردوی تفریحی که به مناسبت تولد بیست و یک سالگی کیت برپا شده بود، دوستانش با موجودی دورگه و هیولاوار به نام پیگلت مواجه میشوند. پیگلت که ترکیبی از انسان و خوک است، یکی از آنان را به شکل وحشیانهای به قتل میرساند. در ادامه، دوستان کیت از چگونگی به وجود آمدن پیگلت باخبر میشوند و کیت برای نجات جان خود باید با گذشتهاش روبرو شود و با این قاتل بیرحم مقابله کند.
"مکس، کارمند جوان یک فروشگاه صفحهفروشی، بهطور اتفاقی یک صفحه وینیل کمیاب پیدا میکند و به دنیای یک اجتماع (کمون) هیپی مربوط به دهه ۱۹۷۰ کشیده میشود. دعوتی به بازماندگان آن فرقه و فرزندان نامقدس آن، منجر به عواقب وخیمی برای مکس و دوستانش میشود."