همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در حال فرار پس از ارتکاب یک جنایت وحشتناک، زوج تازه ازدواج کرده رمی و سالم خود را در یک خانه مرموز به دام می اندازند، زیرا تاریکی وحشتناکی بر روی آنها بسته می شود.
مردی پس از سالها به شهرش برمیگردد و متوجه میشود که برادرزاده تازه عروسش بزرگ و ترک شده است، و روستای اجدادیاش درگیر یک بیماری مرگبار و مرموز شده است
ماجراهای فردی به نام گری . که یک خوانندهی مستقل به شمار میآید و تصور میکند که به صورت ذاتی، یک گرگ است. گری دعوتنامهی همکاری از سمت تهیه کنندهی موسیقی به نام Vaughn Daniels دریافت میکند و تصمیم میگیرد که ...
مارینا یک غواص سابق است که از وزوز وحشتناکی در گوش هایش رنج می برد. پس از تصادفی که در المپیک گذشته متحمل شد، او تصمیم می گیرد با به خطر انداختن زندگی خود، به امید کسب مدال المپیک به مسابقات برگردد...
سامانتا لیک، بازیگر سابقاً محبوب که شدیداً در تلاش برای احیای دوبارهی حرفهاش است، جذب دنیای پر زرق و برق زویی شانون، امپراتور حوزهی تندرستی، میشود. اما او خیلی زود، پشت آن ظاهر بیعیب و نقص، به رازی وحشتناک پی میبرد.
مارک و آنا تصمیم میگیرند خانهشان را با هانس و اولگا، زوج بازنشستهی آلمانی که بهصورت آنلاین با آنها آشنا شدهاند، عوض کنند. کمکم این جابهجایی برای مارک و آنا تبدیل به کابوس میشود، چون متوجه میشوند آنها برنامههای دیگری برایشان دارند...
هفت سال پیش ، یک هیولای مرموز در اعماق معدن زغال سنگ روستایی پیدا شد. از آن زمان ، شایعات در مورد طاعون در شهر کوچک پخش شد و مردم یک بیماری روانی غیرقابل توضیح را تجربه می کنند...
چهار دانشجو کالج سلتیک افسانه آرچائون را که در قرن 15 زندگی میکرده است را زنده می کنند. این افراد که جرات جلب روح شیطانی را دارند با قرار دادن ماسک ...
یک سفیر رسانه های اجتماعی دسته ای از اینفلوئنسرهای در حال رشد را گرد هم می آورد. برای به دست آوردن فالوور، آنها وارد یک بازی خطرناک شانس با قدرتی مرموز می شوند، تا زمانی که تنها چیزی که باقی می ماند محتوایی است که حاضر بودند برای آن بمیرند...