همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
پنج سال پیش آلیس پسر را به قتل رساند؛ در حال حاضر هر روز با نیاز به پیدا کردن قاتل خود مصرف می شود. در شهر خواب آلود لودلو، ورود غریبه اسرارآمیز، آلیس مظنون به قاتل پسرش، همزمان با پخش تازه ای از قتل وحشتناک کودک است. حالا یک کارآگاه مستی خسته باید حقیقت را در پشت قتل ها قبل از کشتن یک کودک دیگر کشف کند؛ و آلیس باید با حقیقت باور نکردنی پشت مرگ فرزندش قبل از جنون، غم و اندوه و گناه، ذهن خود را از بین ببرد.
به مجری یاکوزا دستور داده می شود تا همکار محبوب خود را مخفیانه به قتل برساند. اما هنگامی که همکارش در مسیر ناپدید می شود ، سفری که در ادامه می آید یک تجربه پیچیده و وحشتناک است.
دو بازیگر زن برای یک قسمت تست داده اند. علیرغم شخصیت های متفاوتی که دارند، شبی را با یکدیگر در یک آپارتمان سپری می کنند. شبی که هیچکدام فراموش نخواهند کرد. البته اگر زنده بمانند...
در اعماق جنگل های آمریکای مرکزی، گم شده در میان خرابه های فرو ریخته مایا، رازی باستانی آنقدر عجیب، آنقدر وحشتناک نهفته است که فقط یک تمدن آنقدر احمق خواهد بود که آن را آزاد کند ... تمدن ما.
یک شیرینی زنجفیلی شرور اما جذاب به شکلی غیرمنتظره جان میگیرد و در وجودش روح یک قاتل محکومشده جای دارد. این هیولای شیرینی زنجفیلی به دنبال انتقام از دختری است که باعث شد آن قاتل به صندلی الکتریکی فرستاده شود.
جیکوب و ماری توسط پدرشان رها شده و به دستور او برای پیدا کردن عمویشان در اسپانیا میروند. در آنجا، ماری با دیگو ازدواج میکند، اما جیکوب متوجه میشود که دیگو در فعالیتهای جنایی دخیل است که آنها را در خطر قرار میدهد...
یک کمدی دبیرستانی دهه 50 درباره یک مثلث عشقی که به طرز وحشتناکی به سمت بدی کشیده می شود، زیرا دو نوجوان جوان کشته شده برای انتقام ، به جشن خود بازمی گردند...
در سال 1958، در کوه های آلپ فرانسه، خدمتکار جوانی به نام آنا جورین به یتیم خانه سنت آنژ می رسد تا با هلنا کار کند در حالی که یتیمان به خانواده های جدید منتقل می شوند. آنا که مخفیانه باردار است، با آخرین یتیم جودیت که به دلیل مشکلات روحی رها شده است آشنا می شود و زمانی که آنا متوجه می شود که جودیت می تواند صداها و صدای پای کودکان را نیز بشنود، به هم نزدیک تر می شوند...