همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک قاتل سریالی سادیسمی زن و شوهری را که در یک بزرگراه روستایی در تگزاس رانندگی می کنند وحشت زده می کند در حالی که افراد زیادی را می کشد و آنها را برای قتل خود متهم می کند...
یک گروه راک، درآستانه موفقیتش، برای ساخت اولین موزیک ویدیوی خود به یک استودیوی فیلمسازی می رود. اما کسی آنجا هست که برای استعداد آنها احترام زیادی قائل نیست و شروع به کشتن اعضای بند، دوست دختران همراه آنها و دار و دسته آنها می کند...
روزنامه نگار تازه کار ویویان به دنبال فردریک، متصدی قدیمی ترین گورستان در کشوری نامشخص می گردد و درخواست مصاحبه می کند و پیرمرد داستان دو «مشتری» را تعریف می کند که هر دو با رازی مرموز به هم مرتبط هستند. گانگستر قدرتمند جیمی لوینسون شریک سابق خود پل پاتوچی را به سرقت محموله کوکائین متهم می کند و دستور کشتن دختر مورد علاقه خود را می دهد...
یک موجود بالدار از هزار سال پیش تاکنون هر ۲۳ سال جان تازه می گیرد تا به مدت ۲۳ روز از بدن انسان هایی که قربانی او می شوند تغذیه کند. رویدادهای فیلم در آغاز روز ۲۲ اتفاق می افتد بطوریکه این موجود تنها ۲ روز مهلت دارد قربانیان بیشتری را از میان افراد بشر شکار کند. این موجود از قدرت شگرفی در پرواز سریع برخوردار است و برای اولین بار در قالب مترسکی در یک مزرعه ذرت ظاهر می شود که در انتظار شکار فرزند مردی است به اسم جک تاگرت . با ربودن این کودک، جک تاگرت در صدد انتقام از موجود بالدار می شود و …
گروهی از وارثان در یک قلعه در اسکاتلند جمع میشوند تا وصیتنامهی یکی از اقوام ثروتمندشان، یک پزشک عجیب و غریب به نام سر رجی نلسون، را که ظاهراً بر اثر جذام مرده است، باز کنند؛ اما همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
در آیندهای نزدیک، آفیزی و لوک برای نجاتِ الیزابت و نابودیِ نهاییِ خونآشام، به اعماقِ رومانیِ جنگزده سفر میکنند. در این مسیر، با یک خبرنگارِ تلویزیونی و گروهی از شورشیانِ مبارز علیه خونآشامان روبرو میشوند...
شب کریسمس. فرانک هرینگتون در مسیری که به سمت خانه خانوادهاش میرود، برای اولین بار پس از 20 سال، تصمیم میگیرد میانبر را امتحان کند. این بزرگترین اشتباه زندگی اوست...
رایان بیلینگز دوازده ساله به ترس شدید از تاریکی مبتلا شده است. او هر شب را در عذاب بیدار می گذراند، منتظر می ماند و تماشا می کند که شیطان در تاریکی قوی تر می شود و ترس او را تغذیه می کند. برادر بزرگترش دیل، مشکوک است که رایان مشکلی ندارد و این فقط یک ترفند برای توجه بیشتر است...
یک دانشمند دارویی میسازد که انسانها را به هیولا تبدیل میکند. دولت او را مجبور میکند تا این آزمایشها را ادامه دهد. در نتیجه، هیولایی ترسناک به وجود میآید و جامعه را به وحشت میاندازد. بیست سال بعد، این هیولا...