همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
گروهی از بازیگران در جزیره ای کوچک گرد هم می آیند تا فیلمی کم هزینه را فیلمبرداری کنند. خیلی زود، آنها طعمه یک قاتل مرموز می شوند که از اشعار یک آهنگ عجیب برای تعیین روش قتل خود استفاده می کند...
یک زن در شرکتی شروع به کار می کند و متوجه می شود که نگهبان امنیتی آن شرکت، شباهت زیادی به یک قاتل زنجیره ای سابق کشتی گیر سومو دارد. او به این موضوع مشکوک می شود و تصمیم می گیرد که تحقیق کند...
وقتی زنی که قادر به خواندن افکار دیگران است، برای کمک به بازماندگان زلزله کوبه در سال 1995 می آید، با دختری مبتلا به اختلال چند شخصیتی مواجه می شود که شخصیت خطرناک سیزدهم، ایزولا، باید متوقف شود....
یک دانش آموز به یک ساختمان فرسوده در شهر نیویورک نقل مکان می کند. همسایگان عجیب و غریب او در آپارتمان خود معجونی درست می کنند که به آن شراب می گویند، اما وقتی او مقداری از آن را می گیرد، تبدیل به یک هیولای قاتل می شود.
سه میلیونر بی حوصله 9 نفر را در یک عمارت قدیمی جمع می کنند و به آنها پیشنهاد می دهند: اگر بتوانند بزرگ ترین ترس های خود را ملاقات و بر آنها غلبه کنند، یک میلیون دلار پول نقد دریافت می کنند...
این فیلم اقتباسی از فیلمی به همین نام ساخته هیدئو ناکاتا است که داستان آن مربوط به زمانی است که شخصیت اصلی این سری از فیلمها هنوز زنده است و اتفاقاتی را بازگو میکند که منجر به کشته شدنش توسط پدرش میشود...
دنی بازیگر مبارزی است که جسد دوستش در تئاتری پیدا می شود که آنها برای تولید جدیدشان آماده می شدند. دنی که یکی از مظنونان است، باید قاتل را ردیابی کند زیرا اطرافیان او یکی یکی مرده پیدا می شوند...
یک حشره غول پیکر انسان نما از فیلم Mimic (1997) جان سالم به در برده و در حال کشتن انسان ها و تعقیب یک زن است که معلم زیست شناسی/حشرات در نیویورک است...
یک سرامیست ظریف و منزوی زندگی منظم خود را وارونه می بیند، زمانی که دستی غول پیکر در دستکش سفید به فضای او هجوم می آورد و خواستار ساخت مجسمه ای از خودش می شود...
یک زن جوان که دچار آسیب روحی شده، در جلسات هیپنوتیزم به دنبال بازیابی خاطراتش است. او نام "تومی" را به طور مکرر تکرار میکند، اما نمیداند این نام از کجا آمده است.