همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
رابین هود پس از اینکه کلانتر ناتینگهام دستور حمله وحشیانه به خانوادهاش را صادر میکند، او قسم میخورد که از افراد مسئول انتقام بگیرد و سوگند می خورد که آزادی را برای همه کسانی که تحت حکومت ظالمانه او گیر کردهاند بازگرداند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
جورج یک کارگر ساده آمریکایی است که متوجه می شود دارای نیروی ویژه ای است که از راه آن می تواند با ارواح مردگان ارتباط برقرار کند. از همین رو او یک وب سایت راه اندازی می کند و از این راه به افرادی که قصد دارند تا با درگذشتگان خود ارتباط برقرار کنند کمک می کند. اما اوضاع کمی پیچیده می شود هنگامی که جورج با زنی از فرانسه به نام ماری و پسرکی به نام مارکوس از لندن آشنا می شود که هر یک به شکلی مرگ را از نزدیک درک کرده اند و این گونه است که هر سه نفر دچار تغییری اساسی در باور خود نسبت به مرگ و آخرت می شوند…
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award همچنین دریافت 6 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 29 جایزه دیگر.
نلی که مادربزرگش را به تازگی از دست داده به والدینش کمک می کند تا خانه کودکی مادرش را نظافت کنند. روزی از روزها او با دختری هم سن و سالش ملاقات می کند که خانه درختی می سازد ...
مردی که نمی تواند چیزی در مورد زندگی خود به خاطر بیاورد، هر 12 ساعت یک بار در بدن جدیدی به هوش می آید. اکنون، او در حالی که از حملات عوامل تعقیب کننده و جنایتکاران خطرناک فرار می کند ، باید هویت خود را پیدا کند...
فیلم در مورد مرد جوان فاسدی بنام «دوریان گری» است که به طریقی زیبایی جوانی خود را ابدی کرده است، اما یک نقاشی بخصوص به تدریج راز او را برای همگان فاش می کند...
"آقای سدریک براون که همسرش را از دست داده مجبور است تا از هفت کودک نا آرام و بسیار شلوغ خود به تنهایی مراقبت کند. او تصمیم می گیرد تا پرستاری برای نگهداری از بچه ها استخدام کند اما این کار آن طور که به نظر می رسد چندان ساده نیست. سرانجام شانس با ظاهر شدن پرستاری به نام نانی مک فی به سراغش می آید. زنی اسرار آمیز با قدرتی جادویی و تنها کسی که از پس هفت کودک شلوغ بر می آید...
زن جنگجویی بنام «الکترا» که بتازگی از مرگ نجات یافته، اکنون سعی دارد از یک پیرمرد و دخترش، در مقابل مامورانی که دارای قدرت های ماورای طبیعی هستند، محافظت کند...
«هال لارسن» (بلک) آدم زن باره ي نفرت انگيزي است که به توصيه ي پدرش در جست و جوي زني ايده آل و رؤيايي در کلوپ هاي شبانه ول مي چرخد؛ ولي با هيپنوتيسمي مسخره ذائقه اش تغيير مي کند و به جاي ظاهر و فيزيک زنان متوجه «زيبايي درون» شان مي شود...
آراکا شرور مواد مخدر ، مردم بیگناهی را از یک روستا می رباید و آنها را مجبور می کند تا برای او کار کنند. با این حال، هنگامی که یک جنگلبان صادق آنجا را پیدا می کند، به نجات روستاییان می آید...
در اواخر قرن نوزدهم، دختر کوچکی که در پایان جنگ سوم کارلیست بر اثر بمب آسیب دیده بود توسط زنی که زندگی ابدی را برای او به ارمغان می آورد نجات می یابد...
"تاحالا اسم ارواح تابستونی به گوشتون خورده؟" تومویا، آئویی و ریو، دانش آموزان دبیرستانی ای هستن که توی اینترنت با همدیگه آشنا شده. افسانه شهری ارواح تابستونی اینه که هنگام آتش بازی، روح یک زن جوان ظاهر میشه. تومویا نمیتونه به روش خودش زندگی کنه. آئویی نمیتونه جاش توی دنیا رو پیدا کنه. آینده روشن ریو ناگهانی به روش بسته شده. هرکدوم اونا دلیل خودشون رو برای دیدن روح تابستونی دارن.
پس از باریدن حباب هایی که قوانین گرانش را زیر پا می گذارند . توکیو جدا از دنیای بیرون، به زمین بازی گروهی از جوانان تبدیل شده است که خانواده های خود را از دست داده اند...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 17 جایزه و نامزد دریافت 37 جایزه دیگر.
«گرينچ» (جیم کري) سالها پيش در هوويل به دنيا آمده، اما قيافه ترسناک او و همين طور علاقه بي حد و حسابش به «مارتا مي» (بارانسکي) که ذره اي به «گرينچ» علاقه ندارد باعث شده از آن سرزمين رانده شود. از آن زمان تا کنون، «گرينچ» کينه مردم هوويل را به دل داشته و حالا فرصت انتقام فرا رسيده است...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
نویسنده ای به نام کارن ایفل (تامپسون) بعد از سال ها تلاش بالاخره رمان خود درباره مردی گوشه گیر به نام هارولد کریک را به پایان می رساند. اما مشکلی اساسی وجود دارد که نامشخص بودن پایان رمان است. یعنی کارن نمی تواند راهی برای کشتن قهرمان اصلی رمانش پیدا کند و این قضیه ذهن این نویسنده را حسابی درگیر کرده است. اما جالب اینجاست که یک هارولد واقعی (فرل) نیز هم زمان در حال تجربه کردن وقایع داستان است.او به شکلی تصادفی با داستان آشنا می شود و به فکر می افتد تا هرچه زودتر جلوی نویسنده را بگیرد و پایان بهتری برای داستان تهیه کند و …
بشار توسط دانشمندی انتخاب شد که خود را مبدل به فروشنده خاکستر کرده بود. دانشمند مقداری دم کرده مایع درست کرد تا بشار را به یک ابرقهرمان تبدیل کند تا با گروهی ابرشرور، مبارزه کند...