همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
زنی و مردی که به پایان زندگی مشترکشان نزدیک میشوند، ناگهان متوجه میشوند که مرد شروع به ناپدید شدن میکند. در حالی که او به تدریج از وجود محو میشود، دنیای جدیدی از افرادی را کشف میکند که درست مثل خودش ناپدید شدهاند.
این فیلم به تمثیل معروف غار افلاطون اشاره میکند و با طرح این پرسش که اگر یکی از زندانیان این غار، به ویژه کودکی هفت ساله به نام جی، بتواند آزاد شود، چه اتفاقی خواهد افتاد، به ابعاد جدیدی از این تمثیل میپردازد.
دنیایی تصور کنید که در آن، همه افراد ملزم به انجام یک عمل جراحی هستند تا تمام تفاوتهای ظاهریشان برطرف شود و همه به یک اندازه زیبا به نظر برسند. در چنین جهانی، تنوع و تفاوتهای فیزیکی که انسانها را از یکدیگر متمایز میکند، به کلی از بین خواهد رفت.
در پادشاهی که جادوگری ممنوع شده است، سه ماجراجو با هم متحد میشوند تا در جستجوی عصای جادویی افسانهای، پادشاه عصا، سفری پرخطر را آغاز کنند. آنها امیدوارند با یافتن این عصا، ملکه شرور را سرنگون کنند و جادو را به همه بازگردانند.
آرویند از همان بدو تولد، دو فرشته نگهبان داشت که او را همراهی میکردند. اما این آرامش و سعادت چندان دوامی نیاورد. اشتباه یکی از این فرشتگان، سرنوشت آرویند را دگرگون کرد و باعث شد او به طرز غمانگیزی و زودهنگام از دنیا برود.
در سال 1575 میلادی، در یکی از روستاهای کوچک انگلستان، ویلیام مردی مصمم است تا بیگناهی همسرش، توایلا را ثابت کند. توایلا به دروغ متهم به جادوگری شده و اگر گناهکار شناخته شود، مجازات مرگ در انتظارش خواهد بود. ویلیام برای نجات جان همسرش، راهی سفری خطرناک میشود تا جادوگر واقعی را پیدا کند.
داستان درباره زنی است که به طور اتفاقی از طریق تلویزیون با پسری که در گذشته تجربه تلخی داشته، ارتباط برقرار میکند. او قصد دارد با استفاده از این ارتباط، زندگی پسر را تغییر دهد.
داستان دو شخصیت متفاوت را روایت میکند: آچو، پستچیای که به دلیل سرعت عمل بالا همیشه زودتر از دیگران بیدار میشود و رینکا، عکاسی که به دلیل کندی عمل همیشه چشمهایش را هنگام عکاسی میبندد.
واریا و آرسنی، دو کودک یتیم، از روستای زادگاهشان به خانهی پدر و مادر خواندهشان کوچ میکنند. اما رؤیای آنها برای داشتن زندگیای خوشایند، با ظهور نیرویی مرموز و باستانی، به کابوسی تلخ تبدیل میشود.
کورا و دیگر جنگجویانِ بازمانده، در کنار مردمِ سرزمینِ وَلدت، برای دفاع از خانهی جدیدشان در برابر قلمرو آماده میشوند. این جنگجویان با گذشتهی خود روبهرو میشوند و انگیزههایشان را پیش از آنکه نیروهای قلمرو برای سرکوبِ شورشِ رو به رشد برسند، آشکار میکنند...
یک سکونتگاه آرام در حاشیه یک ماه دوردست، توسط ارتشهای یک نیروی حاکم مستبد تهدید میشود. روستاییان برای نجات خود، به یک غریبه مرموز که در میان آنها زندگی میکند، امید میبندند. غریبه مرموز، با مهارتها و قدرتهای خود، ارتشهای مستبد را شکست میدهد و سکونتگاه را نجات میدهد.