همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان فیلم که در سال ۱۹۲۰ و در شهر وین رخ می دهد ، درباره ی دختربچه ای مهربان هست که پدرخوانده اش در شب کریسمس ، به او یک عروسک خاص و ویژه هدیه می دهد که…
داستان فیلم در مورد نویسنده ای است که در دنیایی زندگی می کند که دروغ گفتن معنا ندارد. و اکنون او با کارهایش دروغ را برای مردم اختراع می کند و مفهوم دروغ را عرضه می کند...
هنگامی که نور ها محو می شوند و شهر به خواب می رود، دو نیرو پدیدار می شوند. این نیرو ها نامرئی هستند بجز قدرتی که وقتی در خوابیم اعمال می کنند، در رؤیا ها برای روح هایمان نبرد می کنند…
جونا هکس همراه خانواده ی خود در مزرعه ی خودش زندگی خوبی دارد. اما این خوشبختی تا زمانی ادامه پیدا می کند که کوئنتین ترانبل برای مسیر راه آهن قصد گرفتن زمین جونا رو دارد. وی به او پاسخ منفی می دهد که همین باعث عصبانیت کوئنتین می شود که در این بین خانواده ی جونا توسط کوئنیتین به قتل میرسند و اینجاست که عطش انتقام شعله ور می شود…
داستان پیرامون گربه ای که با خوردن یک طوطی سخنگو، به تکلم در می آید می چرخد؛ او قصد دارد که با دانسته های خودش در مورد یک خاخام یهود پا به عرصه دنیای طبیعی جدیدی گذاشته که در این راه ...
پس از حمله ای وحشیانه که "مارک" را دچار عارضه مغزی کرد، او برای بهبود به "Marwencol"، شهری کوچک در دوران جنگ جهانی دوم که در حیاط پشتی خانه خود ساخته پناه می برد…..
در شب کریسمس بابانوئل حفره ای باستانی را کشف می کند. کمی بعد بچه ها شروع به مفقود شدن می کنند و پدر و پسر بابانوئل را دستگیر می کنند و با شکارچیان دیگر قصد دارن او را به کمپانی اسپانسر حفر بفروشند و …
یک خانواده آمریکایی قلعه ای در رومانی را به ارث می برند.این اتفاق پسر خانواده را که علاقه زیادی به هیولاها دارد هیجان زده می کند.اما پس از ورود به قلعه اتفاقات عجیبی به وقوع می پیوندد و…
ایتان آرزو دارد تا از شهر کوچک خود فرار کند. او با دختر عجیبی به نام دینا آشنا می شود . آنها با یکدیگر از راز تاریکی درباره خانواده هایشان، گذشته شان و شهرشان پرده بر می دارند...